الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )
551
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )
( 1 ) 7 - يعقوب بن سليمان نقل كرده است كه شبى تا به صبح با چند نفر از دوستان خود سرگرم صحبت بوديم و در آن ميانه سخن از قتل امام حسين عليه السّلام به ميان آمد ، و يكى از دوستان گفت : تمام كسانى كه ( به نحوى ) در قتل حسين عليه السّلام شركت داشتند و دستشان به خون امام حسين عليه السّلام آلوده شده بود - بدون استثناء - به فرزند و مال و جان آنها آسيب رسيد و گرفتار شدند . پير مردى در ميان ما بود و سوگند ياد كرد كه من از جمله كسانى هستم كه هم شاهد قتل امام بودهام و هم در كشته شدن آن حضرت دست داشتهام ولى تاكنون هيچ آسيب و بلايى كه مايهء ناراحتى من باشد ، نديدهام ! دوستان ما با شنيدن اين سخنان شعلههاى خشمشان نسبت به او زبانه كشيد ، در اين اثناء چراغ نفت سوز ما خراب شد ؛ آن پير مرد از جاى برخاست تا آن را درست كند ، شعلهء چراغ به انگشت ( آلوده به نفت ) او رسيد ، خواست تا با دميدن انگشت شعلهور خود را خاموش كند كه از قضا آتش به ريش او رسيد و تمام صورتش را آتش فرا گرفت ، به ناچار خود را در رود پر آبى افكند ، در حالى كه آتش در بالاى سر او شعله مىكشيد ، همين كه مىخواست سر از آب بيرون بياورد تا نفسى تازه كند ، آتش به طرف او هجوم مىآورد و بناگزير باز سر خود را در آب فرو مىبرد ، و اين كار