الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )
534
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )
همسايگى من مردى است كه به هر چه حرام است دست مىيازد ، تا جايى كه نماز نمىخواند ! امام عليهم السّلام فرمود : سبحان اللَّه ! و گناه او را بس بزرگ شمرد و فرمود : آيا مىخواهى از او بدتر را به تو معرّفى كنم ؟ عرض كردم : آرى ، فرمود : دشمن ما اهل بيت ( به مراتب ) از او بدتر است . كيفر قدريها و خود مختارها « 1 »
--> ( 1 ) قدريّه به فرقهاى گفته مىشود كه معتقد بودند انسان در كارهاى خود به كلى مختار است و خداوند اختيار كارهايش را به او سپرده است و خداوند نقشى در آن ندارد ! اين مسلك فكرى در زمان بنى اميّه رواج گرفت و نوشتهاند كه معاويه و يزيد به اين مسلك گرويدند و از اين رو خود را « فعّال ما يشاء » مىدانستند و هر چه مىخواستند انجام مىدادند ! و در واقع اين مسلك را مستمسك كارهاى زشت خود قرار داده بودند و گر نه بويى از اعتقاد - و لو اعتقاد به يك مسلك فكرى - به مشامشان نخورده بود . بعدها همين مسلك ، راهگشاى معتزله شد و مسلكى خلاف آن در روياروئى با آن پايهگذارى كردند كه به مسلك تفويض شهرت يافت و معتقد بودند كه انسان از خود اختيارى ندارد ! گويند كه مردى به محضر امام صادق عليه السّلام شرفياب شد و عرض كرد : همسرى دارم كه قدرى مسلك است . حضرت فرمود : از او بپرس : آيا مىتوانى فقط خاطرات خوش زندگى را به ياد بياورى و خاطرات تلخ را به دست فراموشى بسپارى ؟ ! اگر گفت : نه ! معلوم مىشود كه از عقيدهاش دست برداشته است و آنچه را كه نمىخواهد به ياد آورد ( ديگرى ) آن را به خاطرش مىاندازد ، و اگر گفت : آرى ! ديگر با او سخن مگوى كه مدّعى خدايى شده است ! ( رك ؛ معارف و معاريف ، ج 4 / ص 1764 و 1765 ) .