الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )
377
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )
اينكه راز من فاش شود ( و دشمنان بدانند كه از شيعيانم ) با آنان چنان رفتارى داشتم ، و خدا مىداند كه من چقدر آنها را دوست دارم . حضرت فرمود : اى اسحاق ! از ديدار برادرانت دلتنگ مشو كه هر گاه مؤمنى ، برادر مؤمن خود را ملاقات كند و به او خوشامد بگويد ، خداوند تا روز قيامت در نامهء اعمال او درود و مرحبا مىنويسد ، و هنگامى كه با وى مصافحه كند خداوند در ميان دو انگشت ابهام آن دو يك صد رحمت خود را فرود مىآورد كه نود و نه قسمت آن از آن كسى است كه علاقه و دوستى بيشترى نسبت به دوست خود داشته باشد ، و خداوند با نظر رحمت آميز و مهربان خود به آنها نگاه مىكند ، و آن كه رفيق خود را بيشتر دوست داشته باشد از نظر حضرت حق بيشتر فيض مىگيرد . و هنگامى كه همديگر را در آغوش بگيرند ، رحمت خداوندى آنها را فرا مىگيرد ، و اگر اين ديدار مدّتى به درازا كشد و ( در اين ديدار فقط ) رضاى خداوندى را جويا باشند ، نه ( سامان بخشيدن به ) امور دنيوى ، به آنان خطاب مىشود كه : خداوند گناهان گذشتهء شما را آمرزيد ، از اين پس ، عمل خود را از سر بگيريد . و چون به احوالپرسى از يك ديگر بپردازند ، فرشتگان ( نگهبان آنان ) به هم گويند : كنار برويد كه اين دو با هم رازى دارند كه خداوند پنهان ماندن آن را اراده فرموده است . اسحاق مىگويد : به حضرت عرض كردم : فدايت گردم ! چگونه است كه فرشتگان از ما دور باشند و آنچه مىگوييم ( به هنگام احوالپرسى ) در نامهء اعمال ثبت نمىشود ، در حالى كه خداوند عزّ و جل ( در سورهء ق ، آيهء 18 ) مىفرمايد : « هيچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر آنكه فرشتگان مراقب در كمين اويند » ؟ راوى مىگويد : پس