الشيخ الصدوق ( مترجم : عطاردى )
137
كتاب المواعظ ( فارسى )
گرفتن كودك از شير « رضاع » حرمتى نمياورد ، و بعد از آنكه كودك محتلم شد يتيميش تمام ميگردد . صفحه 28 « كراع » يعنى پاچه گوسفند . صفحه 34 ذات الجيش ، يعنى لشكرگاه . صفحه 35 و لا يمين لولد مع والده ، و لا لامرأة مع زوجها ، و لا لعبد مع مولاه . ترجمه درست اين است كه فرزند بدون اجازه پدر ، و زن بدون اجازه شوهر ، و غلام بدون اجازهء مولايش نميتوانند نذرى منعقد كنند . صفحه 40 عفت بدون پرهيزگارى ، كه دانش بدون پرهيزگارى درست است . صفحه 44 آنها را عاق كرده است ، يعنى پدر و مادر را آزرده است . صفحه 111 و اجعل قلبك قريبا تزاوله ، يعنى دل خود را دوست خود فرض كن و از آن معالجهء خود را بخواه ، و در كار دين و دنيا از او مشورت بجو . در صفحه 128 لو أنّ لابن آدم واديين يسيلان ذهبا و فضة لابتغى إليهما ثالثا . يعنى اگر براى فرزند آدم دو رود از طلا و نقره جريان داشته باشد باز آدمى انتظار دارد محل سومى هم براى خود در نظر بگيرد ، مقصود اين است كه آدمى هرگز سير نميشود .