الشيخ الصدوق ( مترجم وگلچين : محمد حسين صفاخواه )

134

گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى )

36 كلام ابو ذر هنگامى كه ذرّ فرزند ابى ذر از دنيا رفت ، ابو ذر بر قبر او ايستاد و دست بر قبر كشيد و عرض كرد : اى ذر ! خدا تو را رحمت كند ، به خدا قسم ؛ كه تو نسبت به من ، بسيار نيكوكار بودى . و من از تو راضى هستم . مرا به هيچ كس جز خداوند نيازى نيست . و اگر هول از عالم پس از مرگ نبود ، دوست داشتم كه به جاى تو باشم و ناراحتى كه براى وضعيّت پس از مرگ تو دارم ، مرا از ناراحتى فقدان تو باز داشته است . به خدا قسم ، از دورى تو گريه نكردم ، بلكه براى مواقف سختى كه در پيش دارى ، گريستم . اى كاش مىدانستم ، كه تو چه گفته‌اى و به تو چه پاسخى داده‌اند . بار خدايا ! من از حقى كه بر او دارم ، مىگذرم ، و به او مىبخشم . پس تو نيز حقوق خود را كه بر او واجب كرده بودى بر او ببخشاى ، كه تو ، به جود و كرم از من سزاوارترى « 1 » .

--> ( 1 ) حديث 558 ، ج 1 ، ص 185 .