محمد حسينى همدانى نجفى
70
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
قوله : « قلت الامام ما منزلته فان يسمع الصوت و لا يرى و لا يعاين الملك » . راوى سؤال نمود امام چگونه است پاسخ فرمود امام و هر يك از اوصياء طاهرين و ساير پيامبران كه حايز مقام امامت بودهاند كلام غيبى را با قلب خود مىشنيدند ولى فرشته را نمىديدند . مؤلف گويد نسبت باوصياء طاهرين عليهم السّلام از نظر آنست كه در اثر تفكر در بطون آيات قرآنى چه بسا كلام غيبى به آنان القاء شود كه در مورد معارف و يا احكام اسلامى است بهر تقدير از جمله القائات و تعليمات ربوبى است كه بسماع عقلى و روح قدسى شنيده و استفاده نمودهاند بديهى است كه القائات و الهامات غيبى از طريق تفكر در آيات قرآنى صدق و الهام به حق بوده و ساحت ربوبى منزه از وساطت الفاظ و يا صوت و امثال آنها است . « قال قلت اصلحك اللَّه كيف يعلم ان الذى رأى في النوم حق و انه الملك قال يوفق لذلك حتى يعرفه » . راوى سؤال مينمايد پيامبر بچه دليل ميداند كه آنچه را كه در حال خواب مشاهده نمود او فرشته مقرب است . امام عليه السّلام پاسخ فرمود پيامبرى كه از نظر صفاء روح و نورانيت قلب خود حقايق و اسرار آفرينش را مىفهمد و مىيابد و هنگام شهود قلبى او است كه از آن تعبير بمنام و نوم يا خواب ميشنود بطور حتم هر چه را ببيند با روح قدس خود لا محاله صحيح است و احتمال اشتباه براى افراد عادى است كه در امور محسوس ترديد و شك مىنمايند از نظر قصور فكر و كوتاهى روان و در باره پيامبران پيوسته خيالات و محسوسات از ربط با عقل فعال بالفعل آنان سرچشمه مىگيرد و خواب آنان شدت شهود قلبى ايشان بوده از نظر روح قدس آنان از رابطه با خارج گسيخته شده هر چه را مشاهده نمايند بحقيقت صدق بوده و هرگز مقرون با تيرهگى شك و تزلزل نخواهد بود منام و نوم آنان عبارت از انتقال از عالم حس بعالم