محمد حسينى همدانى نجفى

51

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

و در مقام نيل باثر و فائده برميايد و نفرت از عمل صالح بسبب ترك و تيره‌گى روح است و نظر بفايده آن ندارد نتيجه آنكه مطيع فردى است كه در مقام كسب كمال و صلاح برميايد كه طبق خواسته درونى او است و عاصى كسى است كه در مقام هوسرانى و گناه برميايد و نظر بكمال و صلاح روانى خود ندارد . بدين جهت نيز از ارتكاب عمل صالح نفرت خواهد داشت كه بر خلاف طبع او است . بالاخره شوق به عمل صالح پس از تصور آن شاهد بر صفاء فطرت فاعل است همچنين نفرت از عمل صالح و يا شوق و ميل به گناه شاهد بر تيرگى روان فاعل است نتيجه آنست كه شوق و ميل نفسانى ظهور سيرت روان است و اساس حركت و صدور فعل همانا شوق و انبعاث اراده كه مرتبه كمال است خلاصه شوق و نفرت دو حالت نفسانى است نسبت بامور صالح و طالح و ظهور نورانيت و تيرگى روان خواهد بود . به منظور شرح بيشترى در باره روايت شريفه است ( ان اللَّه لم يول احدا الا ما تولى و لم يعطه الا ما اعطاه من نفسه ) . حق سبحانه هرگز بر فردى از بشر تحميل نخواهد فرمود جز آنچه را خود آنان بخواهند و مشيت نمايند و هرگز عطاء نخواهد فرمود جز آنچه را خود مردم در مقام كسب آن برآيند مثلا دو كودك نوزاد كه بهره‌اى از ادراك و شعور ندارند ولى در كمون هر يك از سعادت و ديگرى از شقاوت كه در علم ازلى در مرتبه متأخر نحو وجود نورى و حضورى داشته هر دو بر حسب طبع پيوسته نيازهاى بىشمار و نعمتهاى ظاهرى و درونى و حيات و سلامت خود را از حق سبحانه خواهانند و همه گونه نعمتها را در دسترس هر يك از آن دو خواهد گذارد و لحظه‌اى از پاسخ به مشيت آن دو دريغ نخواهد فرمود . فرد سعيد با استفاده از نعمت‌هاى خداداده ظاهرى و باطنى و خارجى همه لحظات زندگى خود را با اعتقاد بايمان و مراقبت باعمال صالحه و اداء وظايف