محمد حسينى همدانى نجفى

49

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

سعادت و خير و صلاح و يا هر چه را از شقاوت و پليدى و شر بخواهد خود به آن اقدام نمايد و بر حسب عقيده و خلق و عمل و حركات جوارحى هر چه را كه بخواهد تحصيل نمايد و صورت علمى و اعتقادى و خلقى خود قرار دهد و بيگانه مثلا از دعوت بخداپرستى و فضيلت خلقى امتناع ميورزد بطورى كه هر چه به او تهديد شود و نعمتهاى ساحت كبريائى به او تذكر داده شود بر عناد و بعد و محروميت او افزوده مىشود بالاخره زندگى دامنه‌دار خود را بانكار و عناد بسر برده بلكه بدان افتخار مىنمايد و تصميم ادامهء آن را نيز دارد . و لازم اين چنين تيره‌گى و روان پليد آنست كه در عالم شهود سيرت تيره خود را بيابد و آتش عناد و شعله‌هاى تيره آتشين درونى سراسر جوارح او را فرا بگيرد آنگاه به خود آمده حسرت و سوز و گداز روانى كه زياده دردناك است لحظه‌اى از او زايل نخواهد شد و گفته شد كه هر چه بهره‌اى از هستى دارد ناگزير در مرتبه متأخر از ذات كبريائى و بالعرض نحو حضورى بر حسب همان مقام عالى داشته همچنين نحو مراديت و محبوبيّت در مرتبه متأخر از ذات كبريائى يعنى بواسطه مراديّت ذات قدس خواهد داشت . و لازم آن نيز آنست كه در مرتبه متأخر از ذات قدس هر چه بهره‌اى از هستى دارد و خواهد داشت بالذات معلوم بوده و مراد بمراديت ذات قدس خواهد بود . و روايت شريف در توحيد صدوق قدس سره بسندى از امام ابى الحسن عليه السّلام روايت نموده كه امام فرمود ساحت كبريائى دو اراده و مشيّت دارد كه عبارت از اراده حتم و ديگر اراده عزم است و عبارت از آنست كه نهى فرمايد در صورتى كه آن را بخواهد و اراده فرمايد و نيز بوظيفه‌اى امر فرمايد در صورتى كه آن را نخواهد و اراده نفرمايد . ناظر به اين حقيقت است كه از بشر آنچه خواسته شده و بر حسب وظيفه الهى مقرر شده بطور اختيار بايد در مقام اطاعت برآيد و هرگز الزام و اجبار