محمد حسينى همدانى نجفى
38
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و بيهوده خواهد بود با اينكه بطور بداهت فعل صادر از بشر فعل مباشرى و از طريق اعضاء و جوارح و نيروهاى ظاهرى و باطنى صورت مىگيرد و نمىتوان حركت و فعل صادر از قوا و جوارح بشر را از بشر نفى نمود و يا بساحت ربوبى استناد داد . با اينكه بطور بداهت از جمله قواى و نيروهاى درونى كه اساس كمال و فضيلت بشرى است نيروى تصور و تصديق و تفكر و از جمله نيروى اختيار و قضاوت در باره صلاح فعل است و نيروى اراده كه توأم با نيروى حركت و عمل جوارحى است پس از موهبت نيروى اراده و اختيار كه اساس استكمال و تعالى بشرى است نفى فعل و اثر و سلب اراده و اختيار از بشر مفهوم نخواهد داشت . بالاخره آنچه را كه بر حسب نظام اتم به بشر موهبت شده محال است آن نيرو و قوّه كه اساس فضيلت است از بشر نفى و سلب شود و نميتوان امر و فضيلت بديهى كه حق سبحانه به بشر موهبت فرموده و اساس سير و تعالى او قرار داده است نفى شود زيرا خلف و نقض غرض از خلقت بشر و نفى غرض از موهبت به بشر است . ( بل امر بين الامرين ) بيان آنست كه فعل صادر از فاعل مختار بر اساس دو نيرو نهاده شده است : 1 - وجود انبساطى منبعث از غيب كه بر موجودات و ماهيات تعلق مىيابد و آنها را فرا ميگيرد و متحد با آنها خواهد بود و به لحاظ اطلاق وجود و لا بشرطيت آن دو نسبت خواهد داشت يكى بفاعل و نيروى غيبىّ كه بوجوب است و به اين نظر فعل منتسب به حق سبحانه است و نسبت ديگر بقابل بطور امكان و به اين نظر عين موجود خارج است اين نسبت بفاعل مختار كه وجود او عبارت از وجود انبساطى غيبى و ديگر تعلق بقابل و محل كه بطور امكان و قبول است و نسبت باثر و فعل صادر از فاعل مختار باشد . به همين قياس بر دو نيرو استوار و مرتبط خواهد بود يكى نيروى وجود