محمد حسينى همدانى نجفى
25
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
نور وجود و هستى همه آن قوا را فرا گرفته است تا اينكه فعلى از فاعل با نيروى اختيار و اراده صادر شده است بالاخره نور وجود و هستى كه همه قوا و وجود فاعل را فرا گرفته همه به كار رفته است و نميتوان آن را انكار نمود و اسناد همه افعال بشرى بساحت قدس ربوبى كه بدون به كار بردن نيروى اراده و اختيار از فاعل صادر شده بر خلاف ضرورت و بداهت است هم چنان كه همه اعضاء و جوارح و قواى ظاهرى و درونى خود را نيز بطور بداهت به كار برده است . مقدمه دوم آنست كه بر حسب توحيد افعالى مقام ربوبى آنست كه همچنان كه توحيد ذات و توحيد صفاتى ذات قدس ربوبى حقيقت توحيد و خداشناسى است از جمله آثار آن نيز توحيد افعالى است از نظر اينكه ايجاد و صدور فعل از شئون ذات فاعل است كه چنانچه فاعل در ذات مستقل و قائم بذات قدس خود باشد فعل صادر از او نيز واحد و بطور استقلال از حريم ربوبى او صادر خواهد شد هم چنان كه فعل و اثر صادر از مقام ربوبى همانا وجود و تابش نور هستى است كه همان نور واحد همه موجودات را فرا گرفته و خواهد گرفت بدون اينكه انبعاث و تابش نور وجود و هستى ارتباط بموجودى داشته باشد بلكه ساحت ربوبى مستقل و بحت وجود و قائم بذات قدس است همچنين اثر صادره از او نيز واحد و بطور استقلال خواهد بود . و اما فاعل مختار و بشر كه وجود او عارضى و عاريتى است و هر لحظه وجود به او و به همه قوا و نيروهاى ظاهرى و درونى او افاضه مىشود اثر و فعل او نيز به تبع بطور عاريتى و مخلوق خواهد بود . بعبارت ديگر آنچه از ساحت ربوبى شرف صدور مىيابد و مجعول بالذات است همان وجود منبعث از حريم ربوبى و تابش نور است و عبارت از تحقق موجود خارجى كه عين ربط و محض تعلق است بدون اينكه از لحاظى استقلال داشته باشد و اين وجود اطلاقى صادر از حريم ربوبى به لحاظ اطلاق آن نور به لحاظ