محمد حسينى همدانى نجفى

22

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

معرفى نموده‌اند پاره‌اى از افعال كه بر اساس قصد و داعى و اراده و اختيار بشر صادر مىشود مانند حركت جوارحى به طرف يمين و يسار و قسم ديگر عوارضى است كه ربط به قصد و اختيار بشر ندارد از افعال حق سبحانه مانند نمو و تغذيه و ذكورت و انوثت كه بشر معرض آن حوادث است . بديهى است كه فعل قسم اول بطور بداهت استناد به بشر و قواى درونى و ظاهرى او دارد همچنين قسم دوم بطور بداهت ارتباط به بشر ندارد بلكه بشر چه بسا از آن عاجز خواهد بود مانند طيران به هوا و اشعرى كه همه اقسام را مستند به نيروى غيبى مىپندارد منكر امر بديهى است هم چنانچه كه از ابو الهذيل علاف نقل شده و چه بسيار قبيح است كه مركب بشر از جوى بطبع خود ميگذرد ولى هر چه آن را بزنند از نهر نخواهد گذشت از نظر اينكه حيوان فرق ميگذارد ميان جوى و نهر بزرگ كه نميتواند از آن بگذرد ولى بعض افراد بشر فرق ميان فعل آسان و سخت نميگذارند . چگونه معتزله از طريق حق و اعتدال خارج شده جانب افراط پيموده و حق سبحانه با اينكه قيوم على الاطلاق ايست دخالت و تأثير او را در افعال اختيارى بشر انكار مىنمايند و بشر را با اينكه هر چه نيروى ظاهرى و باطنى دارد ظهورى از نيروى و موهبت الهى است او را بىنياز از نيروى غيبى مىپندارد فقط به آن اكتفاء نموده كه هر نيرو و قدرت كه بشر دارد بموهبت غيبى حق سبحانه مىباشد و بشر در اعمال قدرت و به كار بردن جوارح خود قائم به خود و مستقل و بىنياز از قيوم على الاطلاق خواهد بود و اين تناقض است . معتزله ( مفوضة ) گويند افعال اختيارى بشر فقط استناد به بشر دارد و در انجام هر عمل مستقل خواهد بود بدون اينكه استنادى بساحت ربوبى داشته باشد و آن را تنزيه و تقديس مقام ربوبى پندارد كه هرگز از ساحت قدس او قبيح و ناسزائى صادر نخواهد شد ولى غافل از آنند كه شرك محض است زيرا استقلال