الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )
55
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )
( 75 ) 8 - شنيدم ابو جعفر باقر ( ع ) مىگفت : هر كس با تلاش در عبادت جان خود را به تعب افكند ، بدين اميد كه از خداوند تبارك و تعالى پاداش گيرد ، ولى در مسير اين عبادت ، سر خود باشد بدون امام و مقتدائى از جانب اللَّه كه رهبر او باشد ، تلاش و طاعت او مقبول نباشد . اين چنين عابدى گمراه است و سرگردان و خداوند تبارك تعالى از عبادت او بيزار است . داستان او داستان گوسپندى است كه شبان و رمهء خود را گم كند و آن روز را سرگردان به چپ و راست بدود تا شبانگاه كه رمهء گوسپندانى ببيند با شبانى ، به آن رمه و شبانش دل ببندد و در خوابگاه آنان بيارمد و فردا كه شبان ، رمهء خود را براند ، واشناسد كه با اين شبان و رمه بيگانه است ، باز سرگردان و حيران بدود و جوياى شبان خود و رمهء خود گردد تا از دور شبان و رمهء ديگر بيند و باز دل خوش كند و به سوى آن بشتابد و چون نزديك شود شبان بانگ برآورد و او را از رمه براند كه اى گوسپند سرگردان تو از اين رمه نباشى و من شبان تو نباشم . گوسپند ، سرگردان و ترسان و نااميد به آن سو و اين سو بدود ، نه شبانى كه او را