الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )
فهرست و مقدمه 20
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )
صحيح را از حديث ناصحيح جدا كند ، مگر براساس ضوابطى كه از خود امامان رسيده است . امامان فرمودهاند : « حديث ما را با كتاب خدا برابر كنيد : اگر حديث ما با قرآن برابر بود بپذيريد و اگر با قرآن مخالف بود به دور اندازيد » . امامان فرمودهاند : « حديث ما را با رأى مخالفان مذهب برابر كنيد : اگر حديث ما با رأى مخالفان ، برابر درآمد رها كنيد و اگر با رأى مخالفان نابرابر بود بپذيريد » . امامان فرمودهاند : « حديث اجماعى را با نقل همگانى بپذيريد كه نقل همگانى ترديد ندارد » . ولى در حدّ ما نيست كه اين ضوابط را در همهء احاديث اختلافى ، إعمال كنيم ، چرا كه تشخيص ما در اين گونه مسائل ناچيز است . از اين رو بايد تشخيص صحيح و ناصحيح را به خود اهل بيت عصمت واگذار نمائيم ، و آخرين فرمودهء امامان را ملاك عمل قرار دهيم كه مسئوليت كمترى دارد و آسانترين راه انتخاب است . امامان فرمودهاند : « در صورتى كه شناخت حديث ما بر شما مشكل شود هر حديثى را كه مايل باشيد از باب رضا و تسليم مىتوانيد مأخذ عمل قرار دهيد » . اينك و بر اين اساس ، آنچه مىخواستى و آرزو مىكردى پرداخته و آماده گشت . اميدوارم با اين جامع مذهبى ، مشكلات خود را حل كنى ، اگر من در پرداخت اين تأليف و پالايش صحيح آن از ناصحيح مقصر باشم ، در خيرخواهى امت و تقديم حسن نيت مقصر نخواهم بود . از بيانات شيخ كلينى - رضوان اللَّه عليه - اين طور مستفاد مىشود كه ايشان در شناخت حديث معتبر و سالم تنها معيار « رضا و تسليم » را به كار بسته است و از اين رو بود كه كتاب كافى از هر جهت مورد قبول و پذيرش قرار نگرفت ، و دانشمندان را از مراجعه به ساير مآخذ و جوامع بىنياز نكرد ، چنان كه پس از تأليف اين كتاب باز هم فقها با إعمال ضوابط علمى و فنّى به بحث و تحقيق در احاديث كتاب كافى پرداختند . تا اينكه شيخ طوسى ( 385 - 460 ه . ق . ) كتاب تهذيب را به رشتهء تأليف كشيد و دانشمندان فقه از مراجعه به همهء مآخذ بىنياز شدند و در نتيجه از نسخهبردارى و تكثير مآخذ دست كشيدند ، و رفته رفته اصول اوليه همراه با ساير مآخذ و مصادر دستخوش فنا و نابودى گشت و تنها چهار كتاب جامع مذهبى به نام : كافى ، تهذيب ، استبصار و من لا يحضره الفقيه برجا ماند ، و بناچار از آن