الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )
151
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )
( 178 ) 14 - خدمت ابو عبد اللَّه صادق ( ع ) شرفياب شدم . آن روز منزل برادرش بود . گفتم : قربانت شوم ، از چه رو به اين جا نقل مكان دادهايد ؟ گفت : به خاطر دورى از آب و هواى ناسالم . گفتم : جانم به قربانت ، عقائد خود را عرضه نكنم ؟ گفت : چرا عرضه كن . گفتم : من خدا را بندگى مىكنم با اين گواهى كه جز او خدائى نيست . تنها و بىهمتا . و با اين گواهى كه محمد بندهء او و رسول او است . و با اين گواهى كه رستاخيز بدون ترديد آمدنى است و همگان از دل گورها برمىخيزند . خدا را بندگى مىكنم با اقامهء نماز و پرداخت زكات و روزهء ماه رمضان و حج خانهء خدا ، در سايهء ولايت على امير - المؤمنين بعد از رسول خدا ، و ولايت حسن و حسين ، و ولايت على بن الحسين ، و ولايت محمد بن على ، و ولايت تو از پس آنان كه درود خدا بر همهء آنان باد . با اين گواهى كه شما امامان من باشيد . من بر اين آئين زندهام و بر همين آئين خواهم مرد و بر همين آئين خدا را بندگى مىكنم و اميد پاداش دارم . ابو عبد اللَّه صادق گفت : به خدا قسم كه آئين من و پدرانم در نهان و آشكار همين بوده است . با وجود اين از خشم خدا بپرهيز و زبانت را جز از سخن نيك نگهدار .