الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )
97
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )
روز را سرگردان به چپ و راست بدود تا شبانگاه كه رمهاى ببيند با شبانى ، به آن رمه و شبانش دل ببندد و در خوابگاه آن گوسفندان بيارمد و فردا كه شبان ، رمهء خود را براند ، واشناسد كه با اين رمه و اين شبان بيگانه است . باز حيران و سرگردان بدود و جوياى شبان خود و رمهء خود باشد تا از دور شبان و رمهاى ديگر بيند و باز دل خوش كند و به سوى آن بشتابد و چون نزديك شود ، شبان بانك برآورد و او را از رمهء خود براند كه اى گوسفند سرگردان ، تو از اين رمه نباشى و نه من شبان تو باشم . گوسفند ، ترسان و نااميد و سرگردان راه خود را در پيش گيرد و به چپ و راست بدود : نه شبانى كه او را به چراگاه برساند و يا به رمهء خود بازگرداند . ناگهان گرگى فرصت غنيمت شمرد برجهد و او را طعمهء خود سازد . به خدا سوگند . مسلمانى كه از جا برخيزد و امامى ظاهر و عادل از جانب اللَّه بر سر نداشته باشد حيران و سرگردان و گمراه است و اگر بر اين حال بميرد همرديف كافران و منافقان است . اين را بدان . رهبران ناعادل و پيروانشان از دين خدا بركنارند : خود گمراهند و ديگران را به گمراهى مىكشانند . طاعت و عبادت آنان چونان خاكسترى است كه با وزش طوفان بر