محمد حسينى همدانى نجفى
66
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
شود تجزيه شده و اجزاء آن به صورت خاكستر و غيرها درمىآيد كه در اقطار جهان پراكندهاند . ولى موجودات عالم آخرت موجودات زنده و داراى نيروى حيات ذاتى و محكوم بدوام و نورانيت و صفاء خواهد بود گرچه بر حسب صورت مثلا استخوان و پوست و بدن انسانى باشد ولى محكوم به حكم نظام آخرت بوده و ثابت و برقرار و دائم خواهد بود . بر اين اساس پوست و گوشت و استخوان بدن انسانى در آخرت محكوم بنظام ابدى آخرت خواهد بود نه محكوم بنظام طبع كه چنانچه بسوزد فانى گردد و يا بقاء آن بر اساس بدل ما يتحلل و صرف غذا باشد بلكه بدن و اجزاء انسانى در عالم قيامت دائم و خود كفا و در فرمانبرى روح محتاج بوجود شرط و يا مانع نخواهد بود . خلاصه موجودات عالم آخرت هيچ محكوم بنظام طبع نبوده بلكه محكوم بنظام ثابت و ابدى عالم آخرت خواهند بود گرچه بهيئت استخوان و پوست باشد ولى از نظر اينكه دوره زندگى مادى و عنصرى را پيموده تصفيه شده و سپس در عالم برزخ نيز بر صفاء آن افزوده شده در آستانه قيامت بدن و اجزاء كامل است كه بهيئت مانند بدن كامل انسانى است ولى محكوم بنظام آخرت و نورانى وحى بذات و خودكفا بوده و هرگز نياز ببدل ما يتحلل نخواهد بود هم چنان كه بر حسب نظام طبع هر لحظه بدن انسانى محتاج ببدل ما يتحلل مىباشد . بر حسب كريمه نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ( واقعه 60 ) آنست كه نحوه و حقيقت وجود آخرت مغاير با وجود و نحوه نظام طبع خواهد بود و نظام آخرت با نظام دنيا دو نظام مغاير و مباين است بحقيقت ذات زيرا نظام طبع بر اساس تحول و بىخبرى و ذرات از هم گسيخته و پراكنده بدون وحدت و اتحاد ذاتى و معنوى بالاخره عالم مردار و بىخبرى و پراكندگى است ولى عالم آخرت نورانى و حيات ذاتى است و منتهى سير عالم و نظام طبع خواهد بود .