محمد حسينى همدانى نجفى

46

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

پرتوى از عالم مثال نفس و روان انسانى از هنگام ولادت حركت و سير و تكامل او بسوى مقصد آغاز مىشود و تا پايان زندگى خود لا محاله انتقالاتى و حركات نفسانى و روانى خواهد داشت و از آن تعبير بحركات جوهرى و ذاتى مىشود كه در اثر سعى و كوشش و حركت ذات و ذاتيات خود را كه درد در درون روان او نهفته است بظهور مىرساند و به صورت فعليت روان در مىآورد بالاخره در پايان عمر هر فردى آنچه در كمون دارد بظهور خواهد در آورد يعنى انتقالات نفسانى و حركات او جوهرى و ذاتى خواهد بود از اين رو هر روح و روانى طريقى است بسوى مقصد و صراط مستقيمى است كه به عالم ديگر متصل و به آن منتقل خواهد شد . از اين نظر روح هنگام كه در آستانه مرگ درآيد ناگزير به مقصد و فعليت هر چه در كمون انباشته به همه آنها بطور جمعى آگاه خواهد بود و صورت و فعليت روح هر چه را از عقيده و يا خلق و عمل و آثار و حركات داشته و يا آثارى در خود بجا نهاده است همه را بطور فعليت حاضر خواهد داشت و صورت و فعليت حاضر روح در آن هنگام بمنزله ماده قابل براى صورتهاى عقيدتى و خلقى و عملى و جوارحى خواهد بود يعنى روح آنچه كسب نموده و در خود انباشته و به صورت و فعليت درآورده است همه اين فعليت و صورت ماده قابلى خواهد بود براى آنچه از صورتهائى كه در عوالم برزخ و قيامت بدان صورت و فعليت خواهد درآمد يعنى روح كه به حد كمال متناسب خود رسيده اين صورت حاضر كمالى و ذاتى از هر لحاظ ماده قابلى خواهد بود براى اينكه در عوالم برزخ و قيامت صورتهاى او شود و بدان صورتها ذات و ذاتيات و لوازم ذاتى خود را ارائه دهد يعنى روح واجد قوه خيالى شده و جوهر منفصل و قائم بذات و منفصل از بدن عنصرى است و آخر سير و تكامل روح در جهان طبع همين است ولى روح نسبت بعالم برزخ