محمد حسينى همدانى نجفى
9
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و استدلال به آيه كريمه وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ به منظور ان الدار الآخرة لهى الصور الادراكية و الشهودية مورد نظر و انتقاد است و تناسب با جمله اول ندارد زيرا مفاد آيه آنست كه زندگى بشر در دنيا و نظام تكليف دو سنخ است يكى در اثر پيروى از هوى و هوس و زندگى كه مركب از علايق بمال و منال و ساير روابط كه فقط امور اعتبارى است و محصول نخواهد داشت و ديگر زندگى اخروى كه بشر باستناد خرد و به اعتقاد باصول توحيد و بوظايف الهى كه همه شئون وجودى و كمالات انسانى است و اين سنخ حيات حقيقى و هميشگى و ذاتى است . قوله تعالى وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ : آيه بيان آنست كه زندگى بشر در جهان بر حسب طبع اولى زندگى بر اساس هوى و هوس است و پيوسته سرگرم خواستههاى خود شده به بيهودهگى زندگى و عمر خود را مىگذراند و محصولى از زندگى و عمليات خود نخواهد داشت مانند كودكان كه سرگرم بازى و كارهاى بيهوده و عمرى را بدين طور بسر مىبرند زندگى دنيوى براى بشر بر حسب طبع خود اين چنين است جز سرگرمى و بطالت محصولى نخواهد داشت . ولى زندگى بشر كه بر اساس عقيده و فكر و ايمانى باصول توحيد و كمال باشد هرگز سرگرمى و اشتغال به كارهاى لغو و بيهوده نخواهد شد بلكه پيوسته در مقام اداء وظائف الهى و اجتماعى و دينى خواهد بود زيرا بر حسب حكم خرد و شرع رفتار و گفتار او كنترل خواهد داشت و زندگى او زندگى عقلانى و بر اساس صحيح خواهد بود و هر چه عمل و رفتار نموده نتايج آنها را خواهد يافت بالأخره بدين طريق زندگى گوارا و مقرون به سعادت خواهد داشت . غرض كريمه آنست كه زندگى بشر دو طور است يكى طريق طبع و براساس علاقه بزندگى دنيوى و پيروى از هوى و هوس و از تمايلات و جز خود خواهى و