محمد حسينى همدانى نجفى
49
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
بر پراكندگى و بىخبرى و فاقد شعور است ولى للازم ذاتى موجودات عالم قيامت بر حسب تصريح آيه وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ آنست كه همه بهرهاى از حيات و ادراك و شعور بالذات داشته باشند نه بالعرض مانند عالم طبع كه بدن انسانى داراى شعور بالعرض و به تبع نفس ناطقه خواهد داشت . نتيجه آنست كه بر حسب مفاد آيه كريمه همه موجودات نشئه قيامت داراى نيروى ادراك و شعور و دوام و ثبات و غير متحول خواهند بود مثلا نباتات هرگز سير تدريجى و حركت از قوه به فعل نخواهند داشت بلكه موجود كامل آماده استفاده هستند در صورتى كه هيچ يك از اين لوازم را نمىتوان قياس بعالم طبع نمود هم چنان كه هر يك از ابدان انسانى در عالم طبع در كمترين لحظه در آتش افروخته تغيير صورت و هيئت داده و بيدرنگ اجزاء آن پراكنده و جزئى از آن به صورت خاك و خاكستر خواهد درآمد و محال است جسم سوخته و گداختهئى مجددا به صورت و هيئت اوليه خود بازگردد و نفس بشرى به مجرد سوختگى بدن علاقه تدبير آن از بدن گسيخته خواهد شد و موت و مرگ اخترامى باشد در صورتى كه در عالم قيامت ابدان بيگانگان در آتش سوزان دوزخ در اثر سوختگى ذوب و گداخته شده بار ديگر بلافاصله بهيئت اول بدن به صورت و هيئت خواهد درآمد و روح نيز كه تعلق تدبيرى به آن بدن سوخته و گداخته دارد هم چنان به تدبير خود ادامه ميدهد و بدين طريق مورد عقوبت روانى و جسمانى قرار خواهد گرفت . و همچنين بر حسب كريمه لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ هر فردى از اهل ايمان ساكنان جوار رحمت هر چه را بخواهند و اراده نمايند بدون شرط و تأخيرى بدون وسائل و علل بوجود خواهد آمد . بالاخره اراده بشر ساكن جوار رحمت قاهر و نافذ خواهد بود در صورتى كه در نظام طبع محال است فردى از بشر بتواند اين گونه در موجودات تصرف نمايد بلكه محكوم نظام طبع و علل و اسباب خواهد بود .