محمد حسينى همدانى نجفى
30
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
ضعف روانى كه در اواخر عمر و زندگى بر او گذشته است و نظام ديگر كاملتر نظام تجرد از ماديت و جسمانيت است و از آن تعبير بنظام مثالى و روانى و برزخى مىشود و همه آنچه در كمون روح و روان هر يك از افراد بشرى نهفته است ظاهر بظهور مثالى و روانى خواهد شد . يعنى همه آنها را به صورت مثالى كه قائم بروح و نيروى متخيله است واجد بوجدان ذاتى و روانى خواهد داشت و با همه قواى درونى و روانى خود از قبيل نيروى متخيله و واهمه و متصوره و حافظه حاضر خواهد داشت با توجه باينكه در عالم شهود برزخى نامى و حقيقى از قوه واهمه و متصوره و حافظه نخواهد بود . زيرا صحنه مثالى بر اساس قدرت الهى و وجدان غيبى است كه بر طبق كريمه يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ اين گونه حضور و وجدان غيبى و بنيروى نهانى است و با همه قوا درونى و بينائى و شنوائى و غيرها روانى كه در عالم برزخ واجد است به تمام قوا بوجودات و صحنههاى مثالى و روانى خود احاطه خواهد داشت بحضور ذاتى غير قابل تخلف و تحول خواهد بود . از جمله اساس نظام عالم برزخ و مثال قائم بروح بشرى و مجرد از جنبه ماديت و جسمانيت بلكه از نيروى خيال و مخيله بشرى است كه بنيروى غيبى همه آنها بوجودات مثالى احضار خواهند شد بدون اينكه به شخص استناد داشته باشد زيرا وجدان ذاتى و نهفته درونى لحظات بيشمار و خاطرات دارد و ارزندگى است و آگهى كامل به آنها خارج از قدرت بشرى خواهد بود . از اين بيان تباين و مغايرت نظام عالم مثال و برزخى بانظام طبع آشكار شد با اينكه نظام طبع ناقص و پراكنده و بىخبرى است و نظام مثالى مرتبه كامل و كاملتر از نظر تجرد آن از ماديت و آميختگى بلوازم آن از قبيل كميت و كيفيت و چگونگى است و اما عالم نهائى اخروى و كمالى بشر بر طبق نظريه فلاسفه از قدماء عالم تفعل است كه مجرد از ماديت و اوصاف آنست .