محمد حسينى همدانى نجفى

25

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

واحد و مرتبه‌اى نازل از اراده ساحت قدس ربوبى است . هم چنان كه قبض ارواح بشرى استاد بملك الموت عليه السّلام دارد در صورتى كه فرمود اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها همه و همه تظاهرى از اراده قاهره‌اند . با توجه باينكه در كلمات بعض فلاسفه قدس اللَّه اسرارهم تصريح شده است باينكه بدن اخروى همان بدنى است كه هر كس مشاهده نمايد خواهد فهميد كه همان شخص دنيوى است كه ديده و شنيده است گرچه بطور حقيقت فقط بدن شبحى و يا مثالى باشد كه مشابه بدن عنصرى مادى دنيوى است . در صورتى كه اين گونه مشابهت از نظر مفاد آيات قرآنى هرگز كافى نخواهد بود بلكه بدن متحيز ظاهر و نورانى كافى و مستكفى كه براى طاعت روح كه قوام آن با طاعت و انقياد كامل و بطور كافى به آنست بلكه بدون هيچ گونه وسيله‌اى در طاعت روح باشد بدون مزاحمت مانعى و چنانچه مراد از بدن اخروى كه عين بدن دنيوى در نظر بينندگان است . همين صحيح است و چنانچه مختصر تفاوتى داشته باشد مثل اينكه تحيّز و جسمانيت خارجى نداشته و يا افعال و حركاتى از آن صادر نشود و در طاعت و انقياد حقيقى روح خود نباشد آن بدن حقيقى و متحيز نظام اخروى نخواهد بود و صريحا بدن اخروى همانند بدن دنيوى و متحد با روح است از هر لحاظ از جمله تحيّز و جسمانيت كه در طاعت روح باشد بطور كامل و كافى و مستكفى هم چنان كه صريح آيات قرآنى است . از جمله كريمه مُتَّكِئِينَ عَلى سُرُرٍ كه با بدن جسمانى و متحيز خود بر سريرها تكيه زده با همنشينان گفتگو نمايند و از شربتهاى گوارا و آماده بياشامند . و اين حقيقت بنا بر قول بدن شبحى و يا مثالى هرگز تحقق نخواهد پذيرفت جز بوجود خيالى هم چنان كه اختصاص بعالم برزخ و عالم مثال دارد كه هر گونه نعمت