محمد حسينى همدانى نجفى
74
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و بدون اظهار حاجت نخواهد بود . با توجه باينكه بر حسب صفت مقام ربوبى به همه افراد بشر و بطور عموم نعمتهاى زياده بر تصور موهبت فرموده چه نعمتهاى طبيعى و مادى و روانى و فطرى و باقتضاء درونى در نتيجه از نظر فاعليت و آمادگى وسايل سير و سلوك بشر تام و فوق تصور است و تفاوتى ميان نيكان و تبهكاران نخواهد بود . از اين رو اختلاف بىشمار افراد بشر از لحاظ نيل بمقام انسانيت و فضيلت و يا محروميت از كمال و فضيلت فقط از طريق به كار بردن نعمتهاى روانى و جوارحى در مورد شايسته و غير شايسته است و بيگانه بدين وسيله در باره هر نعمت از نعمتهاى كبريائى هر لحظه كفران نموده است همچنانكه اهل ايمان و تقوى در باره هر نعمت از نعمتهاى بىشمار مقام كبريائى هر لحظه سپاسگزارى نموده و خواهد نمود ( فان اللَّه عز و جل لا يولى احدا الا ما توليه عدلا منه و رحمة ) . و نيز فرمود ( فان اللَّه يولى كلا ما توليه ) . و آيه وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً . و بر حسب آيه إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها ليعلم ان اللَّه عز و جل لا تحمل احدا شيئا قهرا و قسرا بل يعرضه عليه اولا فان توليه وليه و ان لم يتوله لم نوله و هذا من رحمة اللَّه و عدله . ظاهر تفسير عرضه امانت بر حسب آيات كريمه مانند وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي مراد از امانت كه بعوالم عرضه شده و صلاحيت پذيرش آن را نداشته و فقط بشر يگانه مخلوقى است كه با صغر جسم و زبونى و عجز آن را پذيرفته عبارت از روح و روان است كه آغاز تعلق آن بعالم ماده هنگام دميدن بجنين است كه قوه محض و بدون ادراك و شعور بوده بدون اينكه صورت ادراكى و شعورى داشته باشد هيچ يك از طبقات موجودات ريز و كلان جهان صلاحيت آن را نداشته است و نظر باينكه