محمد حسينى همدانى نجفى

56

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

روايات الحديث العاشر : على بن ابراهيم ، عن محمد بن عيسى ، عن يونس بن عبد الرحمن ، عن صالح بن سهل ، عن بعض أصحابه ، عن أبى عبد اللَّه ( ع ) قال : سئل عن الجبر و القدر ، فقال : لا جبر و لا قدر و لكن منزلة بينهما ، فيها الحق التى بينهما لا يعلمها الا العالم أو من علمها اياه العالم . شرح راوى از امام صادق عليه السّلام روايت نموده كه از امام سؤال شد در باره چگونگى جبر و تفويض نسبت بافعال بشر امام پاسخ فرمود ( لا جبر و لا قدر ) مفادش آن نيست كه فعل صادر از بشر خالى از جبر و نيز خالى از اختيار مىباشد . و هم‌چنين قول امام عليه السّلام ( و لكن منزلة بينهما ) مفادش آن نيست در فعل صادر از بشر بهره‌اى از جبر است و نيز بهره‌اى از اختيار دارد و نيز مراد آن نيست كه فعل بشر تركيبى از جبر و از قدر است بطور ناقص بلكه مراد از قول امام عليه السّلام ( لا جبر و لا قدر ) آنست كه بشر در او قدرت و نيروى اراده و عمل و حركت نهاده شده و در داشتن نيروى عاريتى و قدرت محدود مجبور است خواه ناخواه ساحت كبريائى در بشر اين چنين نيروهائى را بوديعت نهاده است و در عين حال كه بشر قدرت و نيروى اراده و عمل دارد