محمد حسينى همدانى نجفى
11
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و اصناف استوار خواهد بود بلكه حركت و استكمال نيز بر اختلاف و تحول نهاده شده است و نيز احتياج هر يك از طبقات موجودات به يكديگر ارتباط و تأثير و تأثر و فعل و انفعال و حركت و سوق به كمال خواهد بود . و نتيجه اينكه تسويه و مساوات مواد و اشباح بر حسب ارواح و اعتدال زياد بر حسب انواع و توزيع آنها بر اصناف و اشخاص و توجه افراد در هر نوعى بتناسب غايات آنها خواهد بود . آيه وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ ناظر به اين حقايق است كه اختلاف غرايز و شمايل مانند اختلاف اشكال و طبايع و حسن خلق و قبح آن و همچنين قبح و حسن اشكال و ابدان . و اما چگونه ميتوان از قبايح احتراز نمود زيرا شريف النفس كه جوهر وجودى او پاك و نفيس است بامورى كه قبيح باشد توجه نخواهد داشت و از فواحش و كارهاى ناسزا پرهيز خواهد نمود از نظر عدم تناسب صفاء و نورانيت روح آنها با اعمال قبيح و غلبه صفت فاضله و استيلاء داعيه فطرى خود همچنانكه آيه فرمود وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ مبنى بر اينكه يوسف صديق عليه السلام از توجه بملكه زليخا احتراز داشت . آيه مبنى بر سوگند دائر باينكه پس از اينكه ملكه زليخا يوسف صديق عليه السّلام را بمحاصره درآورد همت گمارد بوى دست يابد و او را در اختيار خود درآورد و مجبور نمايد كه خواسته او را برآورد و همت و اهتمام عبارت از كوشش و توجه و اقدام بخواسته است كه مانع را رفع و تمايل و رغبت يوسف را جلب و هماهنگ خود بنمايد و سپس خواسته خود را عملى كند . بدين لحاظ همت ملكه بر اساس نيروى شهوت و غريزه جنسى و هتك عرض است كه از درون وى شعلهور شده و هر لحظه رو بافزايش است و چنانچه همت وى عملى شود خواسته او نيز تحقق خواهد پذيرفت .