محمد حسينى همدانى نجفى
72
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
عليا است كه ساحت خود را با آنها توصيف فرموده مانند ( وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) ( وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) ( هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ) عبادت او صحيح و ساحت كبريائى را عبادت و پرستش نموده و صفات را معرف قرار داده در صورتى كه صفات كمال عين ذات كبريائى است و كثرت عناوين و صفات سبب كثرت و تعدد ذات قدس نخواهد شد زيرا همه لوازم وجوب وجود هستند و لازم حقيقت و محض وجود واجب آنست كه عين حيات ازلى و قدرت و مبدئيت براى فعل و اثر خواهد بود و هيچ گونه شائبه كثرت در ذات نخواهد شد هم چنان كه گذشت ساحت كبريائى را علم محض و قدرت و قهر و حيات ميدانند همچنين عالم و قادر و قاهر و حى و توانا معرفى مىنمايند قوله عليه السلام : فعقد عليه قلبه و نطق به لسانه في سرائره و علانيته . عقد قلبى داشته باشد باينكه صفات كمال عين ذات كبريائى است گرچه نميتوان كنه ذات و صفات كبريائى و وحدت حقيقى آنها را ادراك نموده و بالاخره همه شئون ذات و صفات و وحدت و عينيت آنها همه مجهول الكنه مىباشد و قابل ادراك نخواهد بود . چنان كه گفته شود با اينكه ذات و صفات مجهول الكنه است و صفات و وحدت حقيقى او قابل ادراك نيست و عقول از درك آنها عاجز و قاصر هستند چگونه حكم بصدق صفات و وحدت حقيقى كبريائى او مىنمايند . پاسخ آنست كه سلسله موجودات امكانى كه وجودات آنها توأم با اعدام و تيرهگيهاى ماهيات است ناگزير نيازمند بفيض وجود از ناحيه واجب الوجود مىباشد موجودى كه احدى الذات است و واجد صفات كمال واجب و همه صفات او نيز واجب و واجد بوحدت حقيقى است و اتم و اشرف از صفات امكانى است