محمد حسينى همدانى نجفى

50

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

از او همه موجودات مجردات و ماديات را فرا گرفته و هر لحظه به طور تجدد امثال آنها را فرا مىگيرد مبدء و منشأ همه موجودات و مخلوقات مىباشد خلاصه سبب معرفى ساحت كبريائى همانا صفت ربوبيت و قيوميت او نسبت بعوالم امكانى است كه شهود و احاطه اين حقيقت جز از طريق الهامات ربوبى و تعليمات غيبى بر قلب درخشان ( أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ ) امكان ناپذير خواهد بود . قوله ( ع ) : داخل في الاشياء لا كشيء داخل في شىء و خارج من الاشياء لا كشيء خارج من شىء : ساحت كبريائى از نظر قيوميت و صفت ربوبيت در اعماق موجودات نور وجود او رسوخ دارد و فيض هستى او همه ذرات و اعماق مخلوقات را فرا گرفته و هر لحظه فرا ميگيرد نه مانند جزء خارجى و يا فرضى و ذهنى كه جدا از اجزاء ديگر باشد بلكه بطور قيوميت كه قوام هر ذره و اجزاء ، هر مخلوقى وابسته به نور وجود و فيض هستى است كه درون و اعماق هر پديده‌اى را فرا بگيرد و همچنين از نظر تفوق وجود و برترى ذاتى از موجودات خارج و اجنبى نخواهد بود بلكه قوام هر ذره‌اى از اجزاء بيكران موجودات وابسته بنور فيض او است و هرگز انفصال پذير نخواهد بود . پس از تعريف صفت ربوبيت و قيوميت ساحت كبريائى بر موجودات و تشريح آن در مقام تنزيه ساحت او بر آمده از اينكه موجودى اين چنين صفت قيوميت داشته باشد و اين صفت مانند ساير صفات كبريائى اختصاص بمقام قدس كبريائى دارد قوله ( ع ) : سبحان من هو هكذا و لا هكذا غيره : در مقام تنزيه برآمده كه هرگز موجودى اين چنين صفت قيوميت بر عوالم امكانى نخواهد داشت و جز او واجد صفت ربوبيت بر عوالم و قيوميت بر مخلوقات نخواهد بود بالاخره هر موجود و پديده‌اى توام با تيره‌گى ماهيت و محدود به حد است و بذات خود معدوم خواهد بود جز در اثر فيض وجود و پرتو هستى كه از واجب