محمد حسينى همدانى نجفى

46

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

قوله ( ع ) : هو المتفرد بخلق الارواح و الاجسام : بيان توحيد افعالى ساحت كبريائى است كه خلق و آفرينش بشر و تعلق و دميدن روح بجنين و به بدن عنصرى در اثر مشيّت كبريائى است بدون اينكه نيروى دخالت داشته باشد و يا وابسته به شرطى باشد و در تصديق اينكه ساحت كبريائى بشر را آفريده استفاده مىشود كه خالق منزّه از مشاركت با خلق بوده و مساوات با مخلوق نخواهد داشت نه در ذات و نه در صفات و هرگز ساحت خالق در ذات و لوازم ذات و يا در صفات با مخلوق شباهت نخواهد داشت و نظر باينكه مقام جمعىّ موجودات و مخلوقات بشر است كه داراى روح مقام امرى است و نيز داراى اعضاء و جوارح جسمانى است در نتيجه هيچ موجود قدسى و مجرّد از ارواح قدسيّه و ساير ارواح بشرى و همچنين موجودات مادّى و جسمانى از هيچ جهت شباهت بساحت كبريائى نخواهند داشت . و امّا عرض از نظر اينكه محتاج به موضوع هستند هرگز مورد و شايستگى ندارند . در نتيجه مفاد روايت شريفه آنست كه هر كه ساحت كبريائى را بشناسد باينكه شبيه و مانند و نظير ندارند بلكه خالق و آفريدگار موجودات عالم و خلق و ماديّات است ساحت كبريائى را بصفت كبريائى خالقيّت و ربوبيّت شناخته و معرّفى نموده در حقيقت از نظر صفت خالقيّت او را شناخته است كه شايسته الوهيّت و معبوديّت و سپاسگزارى است و چنانچه ساحت كبريائى در وصف به جهتى از جهات تشبيه نمايد كه شبيه و مانند داشته باشد گرچه در فعل باشد مانند نور و وجود قدس و يا روح هرگز ساحت كبريائى را نشناخته است بلكه خالق نور و روح قدس است .