محمد حسينى همدانى نجفى

34

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

و الجهة الثانية : التشبيه اذ كان التشبيه هو صفة المخلوق الظاهر التركيب و التأليف ، فلم يكن بد من اثبات الصانع لوجود المصنوعين و الاضطرار اليهم أنهم مصنوعون و ان صانعهم غيرهم و ليس مثلهم اذ كان مثلهم شبيها في ظاهر التركيب و التأليف . مفاد جمله الجهة الثانية التشبيه جهت دوم تشبيه است كه شايسته ساحت آفريدگار نيست بلكه وصف مخلوقى است كه تركيب شده از اجزاء چندى مىباشد در نتيجه چاره‌اى نيست جز اثبات صانع و اقرار بآفريدگار براى مصنوعات و آفريده‌هاى محقق و نيز ناگزير است از اقرار باينكه همه اينها مخلوق و آفريده‌اند و بايد صانع و آفريدگار آنها جز آنها و مبانى آنها باشد و مانند خود آنها نخواهد بود . زيرا هر چه مانند آنها باشد همانند و مثل آنها است در ساحت و تأليف اجزاء وجود و در آنچه بدان محكومند از حدوث پس از اينكه نبودند و در حركت و تحول از كوچكى ببزرگى و از سياهى بسفيدى و از قدرت و توانائى بضعف و ناتوانائى و احوال و تحولات ديگر كه حاجت به تصريح و يا به اشاره به آنها نخواهد بود . و معناى و مفهوم جمله ( لم نجد موهوما الا مخلوقا ) آنست كه معناى كلمه موهوم اين است كه هر چه از خاطر گذرد و يا هر ناديده‌اى در خاطر خطور كند ناگزير مخلوق انسان خواهد بود ولى همين امر موهوم اشاره و عنوان است براى آن خدائى كه بدين طريق معرفت او در قلب پديد مىآيد زيرا موجودى براى فكر بشر تا در خاطر نيايد و صورت و عنوان او بخاطر نيايد معرفت و قابل شناسائى نخواهد گشت ولى هر چه به حواس انسانى درك شود و از اين نظر بخاطر آيد و مورد وهم قرار گيرد مخلوق و آفريده انسانى است ولى بدين طريق تصور آفريدگار بعنوان غير موجودات ممكن و امكان پذير خواهد بود .