محمد حسينى همدانى نجفى
20
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
شرح قوله ( ع ) : ما هو قال هو شيء بخلاف الاشياء : بيان آنست كه عنوان كنايه و اشاره لفظ شىء بساحت كبريائى اطلاق مىشود براى اعلام و فهمانيدن شنونده و گر نه در مورد فرض و تعقل محتاج به كلمه شىء نخواهد بود . بالاخره در كلام بساحت قدس او شىء اطلاق مىشود ولى بقيد اينكه بر خلاف همه اشياء و موجودات مىباشد و از لحاظ ذات و صفات مخالف با موجودات و مخلوقات مىباشد زيرا وجود او حقيقى و قائم بذات و لازم اين وجود نامحدود آنست كه همه صفات كمال نيز در عين وجود او باشد و نيز از نظر اينكه همه موجودات امكانى وجود آنها توأم با عدم و ماهيت است و وجود ناقص قيام به خود ندارد بايد از واجب حقيقى وجود افاضه شود . بالاخره وجود ساحت كبريائى ذاتى و قائم بذات و ابدى است ولى وجود مخلوقات امكانى عاريتى و لازم اين وجود توأم با عدم آنست كه همه صفات كمال او نيز زائد بر ذات باشد هم چنان كه شرح آن گذشت . كلمه شىء كه بر اساس فرض و اعتبار است بر ذات كبريائى اطلاق مىشود و از نظر اينكه وجود او واجب است مجهول خواهد بود يعنى قابل احاطه حسى نبوده و قابل ادراك به وسيله هيچ يك از احساسات نخواهد بود و نظر باينكه