محمد حسينى همدانى نجفى
9
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
ولى در حقيقت اين گونه انعام گر چه بسيار مطلوب و ممدوح است ولى در آن شائبه داد و ستد و تجارت و استفاده عوض در آن نهفته است و در باره ساحت كبريائى انعام و فيوضات بىشمار و دائم او كه جهان و جهانيان را فرا گرفته غرض و عوض منظور نبوده و فقط غرض ذات قدس كبريائى است . بدين جهت استحقاق مدح و ثناء از نعمتهاى نامتناهى اختصاص بساحت كبريائى او دارد . با اينكه حمد و ذكر نعمتهاى آفريدگار ارجدارترين شكر و سپاس است و بمنزلهء روح و روان به جسد است زيرا در آن رعايت مقام وحدانيت كبريائى و نيز كمالات واجب و نيز تنزه از نواقص امكانى شده است و نيز از نظر اينكه حمد لازم معرفت و علاقه قلبى و توجه خاصى بعظمت كبريائى است . و نيز از لحاظ اينكه در اثر فيوضات كه عالم را فرا گرفته و بىشمار است استحقاق شكر دارد و اين اظهار عبوديت و خلوص و غرض از خلقت و كاملترين وسيله سپاسگزارى است و حمد و سپاس از نعمت كه مطلوب و مورد ترغيب ساحت كبريائى است نه از نظر آنست كه سود و نفعى عايد ساحت او گردد زيرا غنى بالذات و بىنياز على الاطلاق است بلكه غرض آن است كه بهترين وسايل تقرب اهل ايمان و نيل آنان برضوان و رسيدن بخيرات و سبب خلود آنان در سعادت و سكونت جوار رحمت و فضل كبريائى او خواهد بود و ذكر نام و لفظ جلاله اللَّه كه مستجمع صفات كبريائى و بمنزلهء ذكر ساير صفات واجبه است مزيد تأكيد در اداء شكر و سپاسگزارى است . و نيز لفظ جلاله را رديف صفت واحد و احد و صمد نموده است كه اخص صفات ذاتى و حائز كمالات ذاتى و وجود واجب است . الواحد : دلالت بر وحدانيت و يكتائى كبريائى دارد و از شريك و مثل و مانند منزه است وحدت ساحت كبريائى غير از وحدتهاى امكانى است و صرف هر