محمد حسينى همدانى نجفى
65
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
ان يعزب عنه شىء من الاشياء ) يعنى موجود و پديدهاى از شهود علمى او پنهان نخواهد بود و علمى كه امرى از امور از او پنهان باشد حقيقت علم نيست بلكه مركب از علم و جهل است مانند علم بشر و اكتسابى خواهد بود . و گفته شده كه علم كبريائى واحد بسيط است و در آن كثرت نخواهد بود زيرا در ذات كبريائى تأليف و تركيب لازم مىآيد . پاسخ آنست كه كثرت معلومات به آنست كه هر موجودى با تشخصات و لوازم آن شهود ساحت كبريائى باشد نه بطور حصولى و انفعال بلكه ازل تا ابد بر همه خصوصيات موجودات احاطه علمى داشته و دارد . هم چنان كه آيه ناظر به اين خصوصيت است ( وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ ) و قوام علم بموجودات علم بخصوصيات و مشخصات بىنهايت آنها است و چنانچه خصوصيات القاء شود مثقال و ذره صدق نخواهد نمود . بلكه مراد از آيه علم و احاطه شهودى كبريائى به تمام خصوصيات موجودات است هر چه بهرهاى از هستى دارد مورد احاطه علمى كبريائى از ازل تا ابد خواهد بود و در اثر علم بذات و صفات كبريائى خود علم بخصوصيات و كثرتها سبب كثرت و تركيب و تأليف ذات قدس نخواهد شد بلكه كثرت به معناى سعه احاطه بطور اطلاق به همه شئون مخلوقات است و احاطه علمى ساحت كبريائى بر موجودات عين احاطه ذاتى و قدرتى بر هر يك از مخلوقات است . ساحت كبريائى به همه امور و حوادث جزئى بىنهايت احاطه دارد با قيد جزئيت و تغير و تحول آنها و بطور كلى ابدى كه ثابت و غير متغير است و تغييرى نيز در علم او حادث نخواهد شد پس هر چه سهمى از فيض وجود دارد چه اصيل و چه عوارض و لوازم تشخص هر موجودى در حيطه قدرت و همچنين در حيطه علم شهودى بطور ازل و ابد خواهد بود نه بطريق حصولى و انفعالى از اين بيان معلوم شد كه شبهه اينكه تحولاتى كه در موجودات پى در پى رخ ميدهد سبب