محمد حسينى همدانى نجفى

60

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

او نيز وحدت ذات كبريائى و صفات و همه جهات است وحدت كبريائى او مجهول الكنه است . وحدانيت كبريائى اختصاص بساحت او دارد و مجد و عظمت و ثناء نيز همچنين بساحت او اختصاص دارد هرگز موجودى با ساحت او در امرى شركت نخواهد داشت زيرا هر چه مجد و ثناء و بهاء و عظمت و فضيلت است رشحه‌اى از رشحات موهبت او است و هر واحدى از موجودات امكان دارد مانندى براى آن عقل فرض كند . مثلا خورشيد كه منحصر است بفردى در خارج ولى بر حسب فرض عقلى امكان دارد تصور عوالم و خورشيدهاى چندى ولى براى حقيقت وجود بسيط هرگز فرض تعدد نخواهد بود و هر واحدى اقتضاء دارد كه منحصر و متفرد و جدا از غير باشد بخلاف وحدت حقيقى ساحت كبريائى كه هر موجود و همه اشياء را فرا گرفته است بر حسب آيه ( وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ) بالاخرة در ذات و صفات كبريائى متفرد در همه جهات و صفات است . بر اين اساس در مخلوقات ساحت قدس هرگز ضد و يا ند و مانند نخواهد بود و هرگز موجود شريفى در ملك و فرمانروائى او شركت و مزاحمت نخواهد داشت زيرا فعل و اثر بايد متناسب با فاعل باشد از اين رو مخلوق هرگز ضد و ند و مانند و يا معارض با آفريده‌گار نخواهد بود . و نيز گفته شده كه مراد از مقام احديت كبريائى غيب الغيوب و عبارت از وجود ساحت كبريائى معرى از خلق و فعل و مجرد از اضافات و صفات از قبيل ربوبيت و الوهيت و رازقيت و خالقيت است و مراد از مقام واحديت مقام اسماء و صفات و عبارت از حقيقت وجود مطلق جامع اسماء و نعوت على وجه اعلى و اشرف است و ساحت او واحد بوحدت حقيقى كه محتوى كثرت معنوى و بساطت است ( هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ) و موصوف است ( فإنه مع كل شىء لا بمقارنة ) .