محمد حسينى همدانى نجفى

56

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

قوله عليه السلام : و تفرد بالتوحيد و المجد و السناء توحد بالتحميد : وحدت كبريائى حقيقت وجود بحت است كه نه عام است و نه خاص و نه جزئى و نه كلى و نه عرضى و نه ذاتى و نيز فاقد حد است در عين حال بر همه موجودات و اماكن احاطه علمى و قيوميه دارد و اقرب به هر موجودى است و وحدت او وحدت ذات و صفات و همه صفات است و اين چنين وحدت بجميع جهات وحدت مجهول الكنه است نه شبيه دارد . اين است مفاد قول امام عليه السلام توجد بالربوبية و خص نفسه بالوحدانية هم چنان كه اختصاص بصفت ربوبيت دارد اختصاص بوحدانيت نيز دارد و مجد و ثناء را بساحت خود اختصاص داده است و هرگز موجودى در مجد با او شركت نخواهد داشت . زيرا هر واحدى امكان دارد كه فرد و افراد با آن شركت نمايد و هر واحدى در اثر انحصار و انفراد از غير تحقق‌پذير است ولى وحدت حقيقى كبريائى بر همه موجودات احاطه دارد و فقط نفى محض نقيص است . بر اين اساس در همه صفات كبريائى خود توحد و تفرد دارد و ساحت قدس او جامع كمالات و خيرات است و او منبع و منشأ هر موجود مخلوقى است بدين جهت مقام سامى او منزه است از ايجاد فرزند و يا از هم‌زيستى با همسران و همنشينى با شركاء زيرا همه اينها از عوارض امكانى و تصور وجود و توحش از انفراد است و اين لازم موجود ناقص است كه بدين وسائل عجز و نقص خود را رفع نمايد در حالى كه وجود حقيقى و بسيط در مخلوقات او ضد و يا مخالف و يا شريك و معارض با كبريائى او نخواهد بود . وحدت داراى اقسامى است از جمله وحدت جنسى و نوعى و وحدت باتصال مانند وحدت اجسام و مقادير و وحدت تدريجى مانند وحدت زمان و حركت و نيز وحدت در زمان و نيز وحدت به اجتماع .