محمد حسينى همدانى نجفى
22
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
خلاصه تعبير خطبة بجمله صفة تنال مراد صفت خارج از ذات است كه قابل نيل و عروض باشد و ساحت كبريائى منزه است از تركيب و عروض بر ذات و از كثرت . از بيان گذشته استفاده شد كه صفات ذاتى كه از ذات كبريائى انتزاع مىشود مانند حيات و علم و قدرت همه يكى هستند از نظر اينكه لازم حيات حقيقى همان علم بذات و صفات كامله است و نيز لازم آن قدرت و مبدئيت براى فعل و فيض و افاضه وجود است بمخلوقات . ساحت آفريدگار واجب الوجود سبب آفرينش هر چه در نظام امكانى است چه بواسطه و يا بلا واسطه و يا بوسايط بىشمار همه پديدههاى جهان هستى از فيض وجود او بهرمند هستند و سبب وجود و آفرينش نيز آفريدگار است بديهى است در موجودات امكانى آنچه از كمالات وجودى است از ناحيه آفريدگار است كه بهر يك با حد وجودى آن افاضه مىشود و همه كمالات از شئون وجودى است كه بر حسب اقتضاء بموردى افاضه مىشود . هم چنان كه وجودى كه بطور عاريت بهر يك از موجودات افاضه شود پرتوى است كه از ما وراء عالم طبع بموجودات جهان تابيده و پرتو افكنده و هر مرتبه از كمال نيز از شئون وجودى است كه بر حسب اقتضاء بموردى افاضه شده است و ساحت آفريدگار از نظر بساطت و صرافت وجودى كه ماهيت و نقص در وجود او راه ندارد و واحد و يكتا بوحدت حقيقى است در او تعدد جهت و با كثرت حيثيت فرض ندارد و كمالات هر چه فرض شود از شئون وجودى است كه مقول بتشكيك است نتيجه اينكه صفات كامله نامبرده ذاتى كبريائى است و كثرت معانى ذاتى بطور اطلاق با وحدت حقيقى موجود منافات ندارد . هم چنان كه موجود عاقل كه صورت و وجود مجرد معقول به آن عارض مىشود هر دو يكى هستند و هر سه معنا عامل و معقول و عقل در يك مورد صادق است از