محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى

552

فيضنامه ( فارسى )

دين و دنيا ، و غير آن از حكمت‌ها . و بالجمله ، نماز اوّل روزى كه مشروع شده بدين نحو مشروع شده و غير اين نحو مستحسن نبوده مكر صاحبان اعذار را و جمعيّت لفظ « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » شاهد است برين . و با اين همه فوايد و منافع و با انواع تأكيدات و تشديدات كه در اين امر آمده - چنان كه مذكور خواهد شد - تا آنكه تارك جمعه و جماعت را فاسق ناميده‌اند ، بلكه ميزان در شناختن عادل از فاسق اين امر را مقرّر فرموده‌اند ، چنان كه در احاديث صحيحه وارد است . اين ركن در ميان فرقهء محقّهء اماميّه نزديك است كه مندرس شود ؛ چرا كه اكثر منسوبان به علمِ اين طايفه از سعادت اين عبادت معرضند و محروم به سبب جهل به حقيقت آن يا به جهت اعتياد ترك آن خَلَفاً عن سلف به سبب تقيّه كه در ازمنه سابقه ميان ايشان بوده و اقامت آن ميسّر نمىبوده يا به واسطه دشوارى متابعت اقران يا از كاهلى و تن‌پرورى يا از منافسه در سرورى يا به شومى نفاق و شقاق يا غير آن از رذايل اخلاق تا آنكه اعظم تشنيعات مخالفين بر ايشان اين است و حق با مشنّعين است . و ما اكر چه قبل از اين رساله نوشته بوديم در بيان وجوب نماز جمعه و اطناب در آن كرده موسوم به « شهاب ثاقب » ليكن چون آن به زبان تازى بود و از مطالب ديكر خالى ، همه كس نمىفهميد و به همه اين مهمّات نمىرسيد . ثانياً ، اين مختصر به لغت فارسى نوشته شد تا نفعش اعم و ثوابش اتمّ باشد . تذكيرى است متفقّهه را ، و . . . 2 مترفهه را ، اعلام به نهجى است مهجورانى را كه از اين سعادت عظمى و غنيمت كبرى بىخبر و غافلند و اتمام حجتى است دورانى را كه خود را از ديدن اين آيات و شنيدن اين دلالات بر نادانى و جهل داشته يا خود نادان و جاهلند . مشتمل بر هشت باب [ است ] كه هر يك به منزله دريست از درهاى بهشت كه بر روى مؤمنان مفتوح مىكردد و به آن داخل بهشت مىشوند و از اين جهت به