محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى

539

فيضنامه ( فارسى )

على اوجبى رسالهء « السّانح الغيبى » « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ) 1 نور ايمان از بياض روى اوست * ظلمت كفر از سر يك موى اوست فيلسوف الفقها و فقيه الفلاسفه ، ملّامحسن فيض كاشانى ( 1007 - 1091 ه . ق ) انديشمند سترگ قرن يازدهم هجرى ، شاگرد و داماد صدرالمتألّهين شيرازى جامع دانشهاى نقلى و عقلى زمانهء خويش بود و آثار گرانسنگ و گونه‌گونى از خود به يادگار گذاشت كه از آن جمله است : الوافى در شرح دائرة المعارف روايى كافى ؛ تفاسير سه گانهء الصافى ، المصفّى ، الأصفى ؛ علم‌اليقين ؛ عين‌اليقين ؛ المحجةالبيضاء ( تهذيب احياء العلوم غزالى ) ، مفاتيح الشرايع . عمده‌ترين و شاخص‌ترين ويژگى كه او را از ديگر فيلسوفان مشابه متمايز مىسازد ، تلاش مستمرّ در جهت پيوند ميان عقل و شرع ، و تطبيق مباحث و اصول و براهين عقلى بر آموزه‌هاى دينى است ؛ شيوه‌اى كه ابن سينا و شيخ اشراق آغازگر آن بودند ، ميرداماد آن را تصحيح كرد و استحكام بخشيد و ملّاصدراى شيرازى به كمال رساند . آنچه در پيش‌روى داريد بازنويسى و ويرايش يكى از مهمّترين رسائل فيض موسوم به السانح الغيبى پيرامون مسألهء ايمان و كفر است . مصنّف رسالهء ديگرى نيز در اين باب به پارسى دارد ؛ امّا آنچه باعث ترجيح اين اثر مىگردد ، نكته‌اى است كه