علي محمد ميرجليلى

61

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

طولانى در دوازده جلد ) و « غاية المرام » ( شرح مختصر در هشت جلد ) « 1 » و . . . پيش از عصر صفوى كتب شيعى در حديث ، فقه ، كلام ، اخلاق و غيره ، به عربى نوشته مىشد و مراجعه به آنها براى فارسى زبانان مشكل بود ، لذا ضرورت ترجمهء كتب به فارسى در اين عصر احساس گرديد . علما در اين زمينه تلاش فراوان كردند و سلاطين صفوى نيز مؤيد آنها در اين امر بوده و يا رسماً برخى را مأمور ترجمه مىكردند . مجلسى اول علت انتخاب زبان فارسى در شرح « من لا يحضر » را چنين بيان مىدارد : از آنجا كه ساكنان اين ديار را تكلم به لغت فارسى واقع مىشود و هر يك از ايشان را تتبع و تعلم لغت عرب ممكن نيست و به سبب اين بسيارى از اين گروه از مطالعهء كتب حديث و شرح مذكور ( شرح عربى ) بىبهره بودند . . . حكم نافذ واجب الاذعان از افق شهريارى و جهاندارى ساطع و لامع گرديد كه اين فقير كتاب مسطور را به فارسى ترجمه نمايم . « 2 » علامه مجلسى دوم نيز در مقدّمهء « حليةالمتقين » ، « حياةالقلوب » ، « جلاء العيون » اشاره مىكند كه براى استفادهء همهء خلق و عموم نفع نسبت به اهل ديار به ترجمه دست زده است . « 3 » از بهترين مترجمان در اين دوره مجلسى اول و دوم مىباشند . مجلسى اول « لوامع قدسيه » يا « لوامع صاحبقرانى » در شرح « من لا يحضره الفقيه » را در سال 1065 و 1066 ه . ق به دستور شاه عباس ثانى نگاشته و در آن علاوه بر

--> ( 1 ) . الذريعه ، ج 4 ، ص 505 و ج 13 ، ص 155 به بعد ؛ الاجازة الكبيرة ، ص 74 . ( 2 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 1 ، ص 11 . ( 3 ) . مقدّمهء كتب مذكور .