علي محمد ميرجليلى

45

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

سعى كرد او را از اين تصميم منصرف سازد ، لكن سرانجام در سال 1067 ق . دعوت شاه را پذيرفت و به اصفهان رفت . « 1 » پس از مرگ شاه عباس ثانى ( 1077 ق . ) دوباره به كاشان برگشته « 2 » و به درس و بحث و تأليف مشغول گشته است . « 3 » از اين به بعد گاهى در كاشان و گاهى در قمصر بوده و از تأليفات او در اين دوره كتاب‌هاى « تفسير صافى » ، « تفسير اصفى » ، « اصول المعارف » ، « الحقائق فى اسرار الدين » و غيره مىباشد . « 4 » نظريهء بزرگان در بارهء فيض مقام علمى و عملى فيض را از سخنان علما و ثناى آنان بر وى مىتوان برداشت نمود . كمتر كتابى در تراجم علماى اسلام از قرن يازدهم به بعد يافت مىشود كه در آن از شخصيت فيض تمجيد نشده باشد . مؤلف « سلافة العصر » كه معاصر فيض است ، وى را علامه‌اى كه تأليفات با ارزشى

--> ( 1 ) . دين و سياست در دوره صفوى ، ص 449 و 450 . در اين كتاب متن نامهء شاه عباس به فيض و جوابش آمده است ؛ صفويه از ظهور تا زوال ، ص 386 ؛ ده رسالهء فيض ، ص 281 . فيض مىگويد : صرتُ متحيّرآ فى الردّ والقبول . ( 2 ) . شاملو در قصص الخاقانى ، ص 149 فيض را در سال تأليف كتاب خود ( 1076 ق . ) امام مسجد جامع اصفهان‌شمرده است . ( 3 ) . شرح حال فيض در اين منابع آمده است : لؤلؤة البحرين ، ص 121 ؛ قصص العلماء ، ص 322 ؛ طبقات اعلام‌الشيعه ، ج 5 ، ص 491 ؛ مصفى المقال ، ص 387 ؛ رياض العلماء ، ج 5 ، ص 180 ؛ بهجة الآمال ، ج 6 ، ص 620 ؛ جامع الرواة ، ج 2 ، ص 42 ؛ ريحانة الادب ، ج 4 ، ص 369 ؛ امل الآمل ، ج 2 ، ص 305 ؛ الكنى و الالقاب ، ج 3 ، ص 39 ؛ معجم الرجال ، الحديث ، ج 17 ، ص 214 ؛ لغت نامهء دهخدا ، ص 17260 ؛ فيوضات الفيض ( مقدمه بر الوافى ، ج 1 ، ص 17 - 59 ) ؛ هدية ذوى الفضل و النهى ، ج 1 ، ص 9 ؛ روضات الجنات ، ج 6 ، ص 79 . ( 4 ) . مقدمه بر « فهرست‌هاى خود نوشت فيض » ، ص 32 .