علي محمد ميرجليلى

305

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

6 - تفسيرى الف : « تأويل الآيات الظاهرة فى فضائل العترة الطاهرة » « 1 » از فقيه و مفسر شيعى سيد شرف‌الدين على حسينى استرآبادى نجفى از شاگردان محقق كركى ( م 940 ق . ) . ب : « تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام » . « 2 » ج : « تفسير قمى » « 3 » منسوب به على بن ابراهيم قمى ( م بعد از 307 ق ) ، استاد كلينى . د : « تفسير عياشى » « 4 » از ابوالنصر محمّد بن مسعود بن محمّد بن عياش سمرقندى معروف به عياشى ، معاصر با كلينى ( م 329 ق . ) .

--> ( 1 ) . الوافى ، ج 3 ، ص 919 . مؤلف در اين كتاب به جمع‌آورى و تأويل آياتى از قرآن كه متضمن مدح اهل بيت واولياى آنها و ذم دشمنان آنان است پرداخته و از منابع شيعى و سنّىاستفاده كرده است . اين كتاب در سال 1407 ق . توسط مدرسة الامام المهدى در قم در دو جلد چاپ شده و ظاهراً همين كتاب است كه مرحوم فيض در مقدّمهء سوم « صافى » به آن اشاره دارد . ( 2 ) . الوافى ، ج 2 ، ص 290 و ج 4 ، ص 59 . در اعتبار اين كتاب بحث‌هايى شده است . مرحوم صدوق در « فقيه » ، و طبرسى در « الاحتجاج » و ابن شهر آشوب در « مناقب » و محقق كركى و شهيد ثانى و مجلسى اول و دوم و صاحب مستدرك و صاحب الذريعه آن را معتبر مىدانند . براى آشنايى از اقوال علما دربارهء اين تفسير به الذريعه ، ج 4 ، ص 285 - 293 و مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 661 به بعد مراجعه شود . ( 3 ) . الوافى ، ج 2 ، ص 461 و 462 ؛ ج 3 ، ص 492 و 673 . در اينكه آيا تمام اين كتاب از على بن ابراهيم است ، بحث‌هايى وجود دارد . برخى آن را مجموعه‌اى از چند كتاب مىدانند . ( ر . ك . به : الذريعه ، ج 4 ، ص 302 . ) ( 4 ) . الوافى ، ج 3 ، ص 499 . اين تفسير اخيراً در دو جلد و به تصحيح آقاى سيد هاشم رسولى محلاتى در تهران به‌چاپ رسيده است و از اول قرآن تا آخر سورهء كهف را داراست . متأسفانه نيمهء دوم آن در دست نيست ، گرچه تا زمان مجلسى ( ره ) موجود بوده است . با كمال تأسف روايات آن مرسل است و ناسخ سند آنها را حذف كرده ، گرچه در اصل ، با سند بوده است . برخى از بررسى متن روايات آن و مقايسه آنها با روايات مشابه ، به علو محتواى روايات اين تفسير اطمينان يافته و آن را مورد اعتبار مىدانند . علامه طباطبايى ( ره ) در مقدّمه‌اى بر طبع اين كتاب آن را « از بهترين تفسيرهاى روايى موجود كه از گذشتگان براى ما به يادگار مانده است . » مىداند . ( ر . ك . به : تفسير العياشى ، ج 1 ، مقدّمهء علامه ، ص د . آقاى رضا استادى در چهل مقاله ، ص 85 - 100 به تفصيل در مورد اين تفسير سخن گفته است . )