علي محمد ميرجليلى
283
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
الباقِرُ عليه السلام : انَّ الْخَوارِجَ ضَيَّقُوا عَلى انْفُسِهِم وَ انَّ الدّينَ اوْسَعُ مِنْ ذلِكَ ؛ بيشتر فقها شكر اين نعمت الهى ( عدم سرايت نجاست از متنجّس ) را نمىدانند ، لذا به انتقام الهى و ابتلاء به وسواس و پيروى از شيطان كه در قلبهاى جنّيان و انسانها وسوسه مىكند ، گرفتار شدند . امام باقر عليه السلام فرموده است : خوارج به جهت نادانى برخود سختگيرى بى جا كردند ، با آنكه دين خدا بسيار آسانتر از اين امور است . « 1 » د - چآيا پدر مىتواند بدون نظرخواهى از دختر خود ، وى را به ازدواج غير در آورد ؟ بين فقها در اين مسأله اختلاف نظر وجود دارد . برخى معتقدند كه پدر در ازدواج حق دختر ولايت ندارد . حق انتخاب با خود دختر است ، خواه باكره « 2 » باشد يا نباشد . برخى نظر دوّمى مطرح كردهاند و آن اينكه فرق است بين باكره و غير باكره . غير باكره ( زنى كه قبلًا ازدواج كرده است ) خود مىتواند بدون رضايت پدرش ازدواج كند ، لكن پدر بر دختر باكره در ازدواج ولايت دارد . باكره بدون اجازه پدر حق ندارد ازدواج كند . « 3 » لكن آيا حق ولايت پدر به نحو استقلالى است ؟ آيا پدر مىتواند بدون مشورت با دخترِ خود ، وى را به عقد ديگرى در آورد يا واجب است نظر دختر را جلب كند ؟ مرحوم فيض در اينجا معتقد است كه ولايت پدر به نحو استقلالى است . پدر مىتواند دختر خود را به عقد ديگرى در آورد و وظيفهء خواستگار تحصيل رضايت پدر دختر است ، لكن بر پدر مستحبّ است كه از دختر خود اذن بگيرد . اين مسأله را
--> ( 1 ) . همان ، ص 150 و ر . ك . به : مفاتيح الشرائع ، ج 1 ، ص 75 . ( 2 ) . باكره زنى است كه هنوز ازدواج نكرده و عمل جنسى انجام نداده است . ( 3 ) . الوافى ، ج 21 ، ص 405 و 406 ، حاشيه مرحوم شعرانى .