علي محمد ميرجليلى
271
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
الطَّريقَ بِالْتِماسِ الْمَنارِ ؛ خداوند بندگان خود را به راههاى هدايت راهنمايى كرده و چراغ روشن براى آنها در آن راهها بر افروخته است . . . راه را در پرتو چراغ پيماييد . فيض مىفرمايد : « منار » در حديث كنايه از ائمه عليهم السلام است . « 1 » ج - على عليه السلام دربارهء توحيد و نبوّت فرمود : « اقيمُوا هذَينِ الْعَمُودَيْنِ . » فيض مىفرمايد : كلمهء « اقامه » در حديث كنايه از احقاق حقوق اين دو امر است ؛ يعنى وظيفهء خود را در قبال توحيد و نبوّت به نحو كامل انجام دهيد . « 2 » د - در تفسير آيهء مباركهء « وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ . » « 3 » فيض جملهء « وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » را تعريض « 4 » قرآن به اهل كتاب مىداند ؛ زيرا آنها با آنكه مدّعى پيروى از حضرت ابراهيم بودند ، اعتقاد به وجود شريك براى خداوند داشتند . « 5 » توجّه فيض به استعاره « 6 » و كنايه « 7 » و مجاز در اسناد « 8 » و . . . در شرح روايات ، فراوان
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 84 - 85 . ( 2 ) . الوافى ، ج 2 ، ص 334 . ( 3 ) . اهل كتاب گفتند : « يهودى يا مسيحى باشيد تا هدايت يابيد » ، بگو : « نه ، بلكه بر آيين ابراهيم حقّگرا هستيمووى از مشركان نبود . » بقره / 135 . ( 4 ) . تعريض عبارت است از استعمال لفظ در معناى حقيقى آن به قصد گوشه زدن و اشاره كردن به ديگرى ؛ مثلًا مىگوييم : مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند . هدفمان آن است كه فلان فرد آزاررسان ، مسلمان نيست . ( 5 ) . الوافى ، ج 4 ، ص 66 . ( 6 ) . در شرح برخى از روايات مىگويد : « و فى الكلام استعارات لطيفة . » ( الوافى ، ج 3 ، ص 490 . ) ( 7 ) . به آدرسهاى داده شده دراوّل بحث مراجعه شود . ( 8 ) . ر . ك . به : الوافى ، ج 2 ، ص 25 ؛ ج 4 ، ص 301 .