علي محمد ميرجليلى

268

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

يُفْقِرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ . . . « 1 » ؛ من به كسى كه بعد از من حاكم مىشود تذكّر مىدهم كه خدا را در رفتارش نسبت به امّت من در نظر بگيرد ، با ديد رحمت با مسلمانان بر خورد كند ، پيران را احترام كرده و بر ضعيفان رحم نمايد و دانشمندان را محترم شمرد . به آنها ضرر نزند كه به ذلّت و خوارى افتند و آنها را فقيرنگرداند كه از دين برگشته و كافر گردند . فيض در شرح اين حديث مىفرمايد : در « اذَكّرُاللَّهَ الْوالِىَ » فعل « اذَكّرُ » از ماده « تَذْكير » به معناى به ياد آوردن است و « اللّه » و « والى » دو مفعول براى اين فعل مىباشند . « الّا تُرَحّمَ » هم استثناء است و مستثنىمنه حذف شده است كه عبارت است از « مايفعل » . پس عبارت بدون تقدير چنين است : اذكّر اللّه الوالى فى مايفعل الّا ترحّم . . . . معناى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله اين است كه حاكم اختيار كامل در تصميمات خود دارد جز درترحّم بر مسلمانان و . . . « 2 » نمونه‌هايى از بهره‌برى فيض از علم معانى و بيان در « وافى » در اين بخش نيز موارد فراوانى در « وافى » وجود دارد ؛ مانند ج 2 ، ص 25 و 84 و 85 و 209 و 210 و 276 و 312 و 319 و 334 و 339 و 446 و 502 ؛ ج 3 ، ص 490 و 551 و 571 و 575 و 744 و 920 ؛ ج 4 ، ص 34 و 35 و 38 و 39 و 40 و 66 و 137 و 171 و 301 ؛ ج 5 ، ص 526 و 845 و 1068 ؛ ج 6 ، ص 246 ؛ ج ، 7 ص 268 و ج 9 ، ص 1350 . ما نيز چند مورد را به صورت مشروح مىآوريم :

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 406 ؛ الوافى ، ج 3 ، ص 652 . ( 2 ) . الوافى ، ج 3 ، ص 652 . توجّه به علم صرف نيز در موارد مختلف در « وافى » وجود دارد . به عنوان نمونه به ج 2 ، ص 321 و 325 وج 3 ، ص 695 مراجعه شود .