علي محمد ميرجليلى

257

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

با خداوند ندارد ، بر خلاف تودهء مردم كه دائماً از راه توكل با خداوند در ارتباطاند . « 1 » اين تفسير عرفانى از فلسفهء تحريم ربا در روايت فوق به آن اشاره‌اى نشده است ، لكن چون فيض آن را پسنديده است آن رانقل مىكند . ج - فيض در بحث اينكه چرا در آخر نماز بايد سلام گفت ، يك نكتهء عرفانى را از برخى از عارفان نقل مىكند : چون نماز بريدن و جداشدن از مردم و حاضر شدن در جلسهء انس با خداوند و خلوت كردن با اوست ، ( گويا نمازگزار با نماز خود از مردم فاصله گرفته و به خدا پيوسته است . ) « 2 » پس اتمام نماز به معناى بازگشت از محضر الهى و حضور مجدّد در بين مردم است . به همين جهت در شرع ، سلام در آخر نماز تشريع شده است ؛ زيرا شخص غايب ، در هنگام حضور در يك جلسه ، برحاضران سلام مىكند . ( نمازگزار در حال نماز در بين مردم نبوده و در محضر الهى بوده است ، پس در هنگام ورود بر آنان سلام مىكند . ) بنابراين كسى كه در نماز از فكر خود و مردم بيرون نرود و ( گرچه زبانش با خدا سخن مىگويد ولى ) در درون با مردم بوده و با آنها سخن مىگويد ، سلام او بى معناست ؛ زيرا همواره با ايشان بوده و از آنها جدا نشده است ، لذا نيازى به سلام ندارد . « 3 » د - امام صادق عليه السلام مىفرمايد : لا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا الَّا بِمَعْرِفَةٍ وَ لا مَعْرِفَةَ الّا بِعَمَلٍ فَمَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ يَعْمَلْ فَلا مَعْرِفَةَ لَهُ ، الا انَّ الْايْمانَ بَعْضُهُ مِنْ بَعْضٍ ؛

--> ( 1 ) . همان ، ص 1061 و 1062 . ( 2 ) . در روايات آمده است : نمازگزار در حال نماز با خداى خود مناجات مىكند ؛ يعنى مؤمن با نماز خود به عالم‌معنويت صعود مىكند و از دنيا فاصله مىگيرد . ( من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 135 ، ش 636 و ر . ك . به : بحارالانوار ، ج 82 ، ص 248 . ) ( 3 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 782 .