علي محمد ميرجليلى

251

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

بالاترين درجهء عقل است . خلاصه سخن آنكه هر مرتبه‌اى از عقل استعداد رسيدن به مرتبهء خاصّى از حكمت را داراست . چون اين مرتبه حاصل شود ، نفس مستعدّ رسيدن به مرتبهء بالاتر مىگردد . « 1 » فيض در شرح روايت فوق از يك بحث فلسفى و اصطلاحات آن كمك مىجويد . « 2 » د - در حديثى مىخوانيم : . . . فَاذا كانَ تَأْييدُ عَقْلِهِ مِنَ النُّورِ كانَ عالِماً حافِظاً ذاكِراً ؛ هرگاه عقل انسان با نور تأييد گردد ، عالمى حافظ ( بدون فراموش كارى ) و به ياد خداوند خواهد شد . فيض در تفسير « نور » دو احتمال مطرح مىكند : 1 - مراد از نور ، نور بصيرت عملى است . انسان با انجام اعمال نيك و تخلّق به اخلاق پسنديده حالتى نورانى در نفس خود مىيابد .

--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 123 - 124 . ( 2 ) . فلاسفه عقل انسانى را به چهار دسته تقسيم كرده‌اند كه هر يك مقدّمه‌اى براى رسيدن به مرحله بعدى است : الف : مرحله‌اى است كه نفس از همهء معقولات ( اعمّ از بديهى و نظرى ) خالى است و هنوز هيچ نقشى و علمى به آن راه نيافته است . اين مرحله را « عقل هيولائى » مىگويند . ب : مرتبهء دوّم مرتبه‌اى است كه نفس توان درك بديهيات ( اعمّ از تصوّرات و تصديقات ) را يافته است و آنها را تعقّل مىكند . اين مرحله را « عقل بالملكه » مىنامند . در اين مرحله عقل با دريافت معقولات بديهى آمادهء دريافت معقولات نظرى از راه فكر مىشود . ج : مرتبهء سوّم مرتبه‌اى است كه نفس ، علوم نظرى را با تفكّر از علوم بديهى استنتاج و درك مىكند . اين مرحله را « عقل بالفعل » مىنامند . د : آخرين مرتبهء عقل ، مرحلهء تجرّد تام عقلى است كه همهء حقايق را يك جا درك مىكند و در پيش خود حاضر مىبيند و نفس بدون هيچ مانعى به همهء آنها توجّه دارد . اين مرحله را « عقل مستفاد » ناميده‌اند . ر . ك . به : نهاية الحكمه ، ص 248 .