علي محمد ميرجليلى
236
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
فوق را تأييد مىكند . آنگاه آن شواهد را مىآورد . « 1 » ه - دربارهء وقت نماز مغرب روايات بر دو دسته است : برخى استتار قرص خورشيد و برخى « ذهاب حمرهء مشرقيه » « 2 » را علامت دخول وقت شمرده است . مرحوم فيض مىگويد : آنچه از مجموع اين روايات و جمع بين آنها استفاده مىشود آن است كه « ذهاب حمرهء مشرقيه » براى افطار و ورود به نماز مغرب احوط و افضل است ، گرچه صرف استتار قرص كافى است . اين مطلب مقتضاى جمع بين اخبار و سبب تحصيل يقين به حصول استتار است . « 3 » و - دو روايت از امام صادق عليه السلام در تفسير زهد و زاهد نقل شده است . در روايت اول كه مرحوم صدوق آن را در « الفقيه » آورده است ، امام صادق عليه السلام زاهد را به فردى كه حلال دنيا را از ترس حساب آن و حرام دنيا را از ترس عذاب ، ترك مىكند ، معرفى كرده است . در روايت دوم كه مرحوم كلينى آن را در « كافى » نقل كرده است ، امام صادق عليه السلام زهد را دورى از حرام دنيا مىداند . ظاهر اين دو روايت با هم تنافى دارد ، زيرا روايت اوّل ، ترك حلال را بخشى از زهد مىداند ، حال آنكه روايت دوّم صرف ترك حرام را كافى مىشمرد . مرحوم فيض مىفرمايد : اين دو روايت با هم تعارض ندارد ؛ زيرا زهد درجاتى دارد . مرحلهء برتر آن كه « زهد مقرّبين » است ، آن است كه علاوه بر ترك حرام ، از حلال
--> ( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 630 . ( 2 ) . هنگام غروب خورشيد ، نور سرخ رنگى در مشرق ( محل طلوع خورشيد در صبح ) پديد مىآيد و سپسهمگام با غروب خورشيد ، به دنبال خورشيد حركت مىكند و از مشرق به سمت مغرب مىرود . هنگامى كه اين نور ، از بالاى سر در آسمان گذشت ، به آن « ذهاب حمرهء مشرقيه » گويند . ( 3 ) . الوافى ، ج 7 ، ص 267 و 270 .