علي محمد ميرجليلى

186

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

و - حديثى از امام صادق عليه السلام دربارهء درجات ايمان نقل مىكند . آن گاه مرحوم فيض چهار احتمال در معناى آن ذكر كرده ، و احتمال دوم را برمىگزيند . سپس دو جمله از حديث را شاهد بر اين احتمال مىگيرد و اضافه مىكند : و من تأمل فى تتمة الحديث ايضاً حقّ التأمل يظهر له انه ( الاحتمال الثانى ) المراد ؛ كسى كه - علاوه بر جمله‌هاى فوق - در بقيهء حديث دقت كند برايش روشن مىشود كه احتمال دوم ، همان مراد امام عليه السلام است . « 1 » ز - در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است : كانَ الْمُؤَذِّنُ يَأْتِى النَّبِىَّ صلى الله عليه و آله فِى الحَرّ فِى صَلوة الظُّهْرِ فَيَقُولُ لَهُ رَسُول‌ُاللَّهِ صلى الله عليه و آله ابْرِدْ ابْرِدْ ؛ مؤذن در هنگام گرماى ظهر براى اذان گفتن به سراغ پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمد . پيامبر به او مىفرمود : ابرد ابرد . مرحوم صدوق فرموده است كه « ابرد » از ماده « بريد » است يعنى سريع اذان بگو تا مردم زودتر از شدت گرما خلاص شوند ، مانند نامه‌رسان كه سريع حركت مىكند . ولى مرحوم فيض مىفرمايد : ابرد از ماده « ابراد » به معناى وارد شدن در آخر روز است . معناى روايت آن است كه نماز را تأخير بينداز تا هوا خنك شود . « 2 » روشن است كه مرحوم فيض اين معنا را از تقابل كلمه « ابرد » با « الحرّ » در روايت برداشت كرده است ؛ زيرا « حرّ » به معنى شدت گرماست ، پس « ابرد » به معناى هنگام خنك بودن هوا ( هنگام عصر ) است .

--> ( 1 ) . همان ، ص 126 . ( 2 ) . همان ، ج 7 ، ص 248 .