علي محمد ميرجليلى
163
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
7 - برخى از روايات در كتب اربعه آمده است كه به جهت سقوط برخى از الفاظ متن معناى درستى ندارد . مرحوم فيض با استفاده از كتب ديگر ، متن صحيح را ذكر مىكند . به عنوان نمونه : از امام رضا عليه السلام در توصيف خداوند آمده است : هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ . . . لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً احَدٌ لَمْ يُعْرَفِ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِ . . . » « 1 » اين عبارت در توصيف الهى ناقص است ؛ زيرا مىگويد : خداوند از مخلوقهاى خود قابل شناخت نيست . مرحوم فيض در تصحيح اين متن مىفرمايد : صدوق در كتاب « عيون اخبارالرضا » و « توحيد » اين روايت را چنين نقل كرده است : وَ لَوْ كانَ كَما يَقُولُونَ لَمْ يُعْرَفِ الخالِقُ مِنَ المَخْلُوقِ . و فاعل « يقولون » مشبّهه « 2 » هستند . مراد امام آن است كه اگر سخن اهل تشبيه درست باشد و خداوند جسم باشد ، خالق از مخلوق قابل شناخت نيست و فرقى ندارند . بنابراين بخشى از روايت در « كافى » افتاده است . سپس مىافزايد : در برخى از نسخههاى « كافى » آمده است : وَ لَوْ كانَ كَما يَقُولُ الْمُشَبِّهَةُ لَمْ يُعْرَفِ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِ . پس كلينى در نقل روايت گرفتار سهو القلم نگشته و آن را صحيح و كامل نقل كرده است ، نسخه برداران به سهو و اشتباه افتادهاند . « 3 »
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 118 . ( 2 ) . مشبّهه كسانى هستند كه خداوند را شبيه به انسان دانسته و براى او جسم قائل شدهاند . ( 3 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 483 .