علي محمد ميرجليلى

121

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

گواه مطلب روايتى است كه از « كافى » با سند ذيل از « ابن بزيع » نقل كرده است : ( الكافى ) : محمّد عن بنان عن اخيه عبدالرحمن بن محمّد عن ابن بزيع . سپس سند « فقيه » را به صورت ذيل آورده است : ابن بزيع قال . . . لكن سند « تهذيب » را ذكر نمىكند ، ولى اضافه مىكند كه در نسخه‌هاى « تهذيب » به جاى « عبدالرحمن » نام « عبداللّه » آمده و اين اشتباه است ؛ زيرا عبداللّه همان بنان است و عبدالرحمن برادر اوست . « 1 » معلوم مىشود كه مرحوم فيض اين روايت را در « تهذيب » ديده است ، هر چند از آن ياد نمىكند . در جواب مىگوييم : بر فرض از اين اشكال صرف نظر كنيم باز انتقاد عدم استيفا به قوت خود باقى است ؛ زيرا مرحوم فيض گاهى روايتى را از غير كتب اربعه نقل مىكند با آنكه همين روايت در كتب اربعه آمده است ، لكن اشاره‌اى به مصدر آن از كتب اربعه نمىنمايد ، با آنكه هدف از تأليف « وافى » جمع بين روايات كتب اربعه است . به عنوان نمونه روايتى را از ابن‌طاووس در « فلاح السائل » نقل مىكند با آنكه در « تهذيب » هم وجود دارد ولى نامى از « تهذيب » نمىبرد . « 2 »

--> ( 1 ) . الوافى ، ج 10 ، ص 263 و 264 . ( 2 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 639 .