علي محمد ميرجليلى
103
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
اين كتاب آشنا سازد . گرچه بخشى از اين مقدّمه پس از اتمام كتاب نگارش يافته ، « 1 » لكن قسمت زيادى از آن كه مشتمل بر مباحث اساسى و تبيين روش مؤلف در تأليف مىباشد قبل از آغاز كتاب به رشته تحرير در آمده است . « 2 » ازاينرو مناسب است اول مرورى بر مقدّمه نماييم . خلاصهء مقدّمهء اول فيض علوم دينى را به دو قسم تقسيم مىنمايد : « مقصود لذاته / علم به خداوند و ملائكه وكتابها و پيامبران الهى و روز قيامت » و « مقصود للعمل / علم به اعمالى كه انسان را به خداوند نزديك يا دور مىنمايد كه عبارت از طاعات جوارح و معاصى آنها و مكارم اخلاق و رذالتهاى اخلاقى است » . آنگاه ضمن آنكه بخشى از راه رسيدن به علم اول را در صفاى باطن و تخليه آن از رذايل مىشمرد ، راه ديگر براى رسيدن به علم اول را توجه به سخنان شرع و معصومين و متابعت از دين و ملازمت تقوى مىشمرد . ولى راه رسيدن به علم دوم را شناخت آثار اهل بيت و يادگيرى احاديث آنها مىشمرد و آنها را مصداق « اهل الذكر » در آيهء « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » « 3 » مىداند . وى در اين مقدّمه روش متكلمين و نيز اجتهاد مجتهدين را راه خوبى براى تصحيح اعتقاد يا پايهاى براى عبادت بندگان ندانسته ، بلكه اين دو روش را مايهء قساوت قلب و دورى از خداوند مىشمرد .
--> ( 1 ) . همان ، ص 39 و 40 . ( 2 ) . همان ، ص 12 . ( 3 ) . النحل / 43 .