عليرضا فيض

8

آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى )

او را به كثرت علم ، و نيروى حافظه‌ى قوىّ ، و ضبط دقيق اخبار و روايات ستوده‌اند . و محمّدبن يعقوب كلينى ( م 329 ق ) كه علّامه حلّى در خلاصه و نجاشى در رجال معتقدند : كلينى در حديث از همه موفّق‌تر است . مجلسى اوّل در آغاز كتاب روضة المتقين گويد : آنچه از پى جوئى كتب احاديث بر مىآيد ، اين است كه از ميان مؤلفان كتب اربعه ، اعتماد بر كلينى در تأليف كافى بيش از ديگران است ، و سپس اعتماد بر شيخ صدوق در تأليف من لا يحضره الفقيه ، و آنگاه اعتماد بر شيخ طوسى در تهذيب و استبصار مورد توجه محدّثان بوده است . و مكتب فقهى ديگر ، مكتب مجتهدان است ، كه از اواخر زمان شيخ مفيد ظهور و بروز يافت و در زمان شيخ طوسى و سيد مرتضى به اوج عظمت خود رسيد . وهمچنان اين دو مكتب در ميان شيعه ، زعامت و رهبرى معنوى مردم را متناوباً بر عهده داشته‌اند . در قرن يازدهم و دوازدهم بار ديگر مكتب محدّثان ، با عنوان مكتب اخبارى در اصفهان و ساير مراكز روحانيّت ظهور پيدا كرد ، و شهرت و سيادت يافت ، و فقهاى بزرگى از آن برخاستند و از جمله آنان مولانا محمّد محسن فيض كاشانى ( م 1091 ق ) بود . اين دو مكتب فقهى در اغلب مسائل ، و مباحث فقه ، نظرى مشابه و يك سان دارند و اختلاف و تفاوت آن دو ، آن چنان نيست كه در خور توجّه و اهميّت باشد . از باب نمونه چند اختلاف را ياد آور مىشويم كه هرگاه به كُنه آن اختلاف بِرسيم ، براى ما ثابت و روشن مىشود كه اختلاف حقيقى نيست ، بلكه نزاع لفظى است . مثلًا يكى از اختلافات مهم آن دو مكتب ، اختلاف در مآخذ فقه مىباشد كه محدّثان ، مآخذ فقه را در دو مأخذ كتاب يعنى احكامى كه در قرآن كريم وجود دارد و سنت كه احاديث مروى از نبى اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام منحصر دانسته‌اند . ولى مجتهدين افزون بر كتاب و سنّت ، دو دليل ديگر يعنى اجماع ، و دليل عقلى را جزو مآخذ فقه قلمداد كرده‌اند ، و بايد بدانيم مجتهدان اگر چه اجماع و عقل را در كتابهاى اصول فقه خود ، از مآخذ شمار آورده‌اند ، ولى در فقه از آن دو بهره